Balesht
)
- ارسالها
- 43
- امتیاز
- 157
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 1234
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناختبدو گفت مادر که ای جان مام
چه بودت که گشتی چنین زردفام
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناختبدو گفت مادر که ای جان مام
چه بودت که گشتی چنین زردفام

اگر به دامن چاک آمدم در این گیتیکوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
صدهزاران گل شکفت و بانگ و مرغی برنخاستاگر به دامن چاک آمدم در این گیتی
هزار شکر که رفتم چو گل به دامن پاک
تو چه دانی که ما چه مرغانیمصدهزاران گل شکفت و بانگ و مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
آمد بر من که یار کی وقت سحرتو چه دانی که ما چه مرغانیم
هر نفس زیر لب چه میخوانیم
او خواست که دشنام دهد حالی منآمد بر من که یار کی وقت سحر
ترسنده ز که ز خصم خصمش که پدر
دادمش دو بوسه بر کجا بر لب تر
لب بد نه چه بد عقیق چون بد چو شکر

مرا در راه دی دشنام دادیاو خواست که دشنام دهد حالی من
دشنام به بوسه درشکستم به لبش
مست است زمین زیرا خوردست به جای میمرا در راه دی دشنام دادی
چنین مستم ز شیرینی دشنام
ز سم سواران در آن پهندشتمست است زمین زیرا خوردست به جای می
در کاس سر هرمز خون دل نوشروان
دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتز سم سواران در آن پهندشت
زمین شش شد و آسمان گشت هشت
ای همرهان و یاران گریید همچو باراندشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت
زندگی بعد تو بر هیچکس آسان نگرفت
من اختیار نکردم پس از تو یار دگرای همرهان و یاران گریید همچو باران
تا در چمن نگاران آرند خوش لقایی
بنشینم و صبر پیش گیرمگریهی جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
نالهی بیگریه ببین گریهی بیناله نگر

شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بودبنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهی کار خویش گیرم
تا گل روی تو دیدم همه گلها خارندشرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود
ابر حریف گیاه صبر حریف صبا
ای ساده گل و ساده می و ساده شکرتا گل روی تو دیدم همه گلها خارند
تا تورا یار گرفتم همه خلق اغیارند
غم مخور کاین شب سیه پایان ندارد در جهانای ساده گل و ساده می و ساده شکر
زین کار که با تو کردم اندوه مخور
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیغم مخور کاین شب سیه پایان ندارد در جهان
زخم دل بیمرهم و درمان ندارد در جهان
خدا نه در این جهان است و نه در آن جهانسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
