♕PhOeNiX♕
𝓜𝓸𝓸𝓷 𝓚𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽
- ارسالها
- 22
- امتیاز
- 58
- نام مرکز سمپاد
- دستغیب
- شهر
- شیراز
- سال فارغ التحصیلی
- 0
بی خبراننظر
در نظربازی ما بی خبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
گویند بخواب تا به خوابش بینی
ای بی خبران چه جای خواب است مرا
بی خبراننظر
در نظربازی ما بی خبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

به خواب زلف تو دیدم به بند عشق شدمبی خبران
گویند بخواب تا به خوابش بینی
ای بی خبران چه جای خواب است مرا
یارب مکن از لطف پریشان ما رابه خواب زلف تو دیدم به بند عشق شدم
به رغم عقل که آن خواب را پریشان گفت

به جرم عشق اگر خونم بریزندیارب مکن از لطف پریشان ما را
هرچند که هست جرم و عصیان ما را
سروبالایی که مقصود است اگر حاصل شودبه جرم عشق اگر خونم بریزند
نخواهم هرگز استغفار کردن

تو جام جهان نمای جانیسروبالایی که مقصود است اگر حاصل شود
سرو اگر هرگز نباشد در جهان، آسودهایم
ماهیان روی خاک و ماهیان روی آبدیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
وندرین کار دل خویش به دریا فکنم
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلماهیان روی خاک و ماهیان روی آب
وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی میکند؟

حال دل با تو گفتنم، هوس است / خبر دل شنفتنم هوس استشب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها
پیشه مکن بیهده کردار راحال دل با تو گفتنم، هوس است / خبر دل شنفتنم هوس است
طمع خام بین که قصه فاش / از رقیبان نهفتنم هوس است

آسمان کشتی ارباب هنر میشکندپیشه مکن بیهده کردار را
دست هنر چید نه دست هوس
این بحر وجود آمده بیرون ز نهُفتآسمان کشتی ارباب هنر میشکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
