• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دل
دلی دارم که هر قدرش بیازاری نیازارد
نه دل سنگ‌ست پنداری که آزردن نمی‌داند
بارالها خانه اش ویران کن و سقفش خراب
آنکه ام آزرد و آتش زد که دل سازد کباب
 
بارالها خانه اش ویران کن و سقفش خراب
آنکه ام آزرد و آتش زد که دل سازد کباب
آتش - کباب
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانهٔ شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
 
شوخی نگر که مرغ دل بال و پر کباب
سودای خام عاشقی از سر بدر نکرد
 
  • لایک
امتیازات: s@rah
مرغ
ای طائر قدسی که کشد بند نقابت
وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت؟!
حافظ
 
مرغ
ای طائر قدسی که کشد بند نقابت
وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت؟!
حافظ
طائر
حیف است طائری چو تو در خاکدان غم
زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت
 
  • لایک
امتیازات: s@rah
  • لایک
امتیازات: Fall
دولت
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
یار/دولت
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
 
  • لایک
امتیازات: s@rah
کسی که شعله ور است از گدازِ آه منم
انیس و مونسِ این بغضِ گاه‌گاه منم
خروش
 
  • لایک
امتیازات: s@rah
  • لایک
امتیازات: s@rah
بغض
با احتیاط حمل شود چون شکستنی‌ست!
یکهو جیرینگ بغض کسی در گلو شکست...
دکتر موسوی
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانۀ دل ما در گلو شکست
 
گلو/شکست
تا آمدم با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست
 
ای بغضِ فروخورده مرا مرد نگه دار
تا دستِ خداحافظی‌اش را بفشارم
فاضل
 
از نبودت گرچه رنجورم ولی آتش نمیگیرم
چون تو را با مرد دیگر دیده ام بسیار میسوزم
خروش
 
چترها را باید بست ، زیرِ باران باید رفت...
زیر باران باید چیز نوشت ، حرف زد ، نیلوفر کاشت.
سهراب
 
Back
بالا