- ارسالها
- 529
- امتیاز
- 12,656
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ۴
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1405
دلچشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است، آن بینی
دلی دارم که هر قدرش بیازاری نیازارد
نه دل سنگست پنداری که آزردن نمیداند
دلچشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است، آن بینی
بارالها خانه اش ویران کن و سقفش خرابدل
دلی دارم که هر قدرش بیازاری نیازارد
نه دل سنگست پنداری که آزردن نمیداند
آتش - کباببارالها خانه اش ویران کن و سقفش خراب
آنکه ام آزرد و آتش زد که دل سازد کباب
مرغشوخی نگر که مرغ دل بال و پر کباب
سودای خام عاشقی از سر بدر نکرد
طائرمرغ
ای طائر قدسی که کشد بند نقابت
وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت؟!
حافظ
طائر
حیف است طائری چو تو در خاکدان غم
زین جا به آشیان وفا میفرستمت
دولت⁶
وفا
وفا از خواجگان شهر با من
کمال دولت و دین بوالوفا کرد
یار/دولتدولت
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
بغضکسی که شعله ور است از گدازِ آه منم
انیس و مونسِ این بغضِ گاهگاه منم
خروش
دیگر دلم هوای سرودن نمی کندبغض
با احتیاط حمل شود چون شکستنیست!
یکهو جیرینگ بغض کسی در گلو شکست...
دکتر موسوی
مردای بغضِ فروخورده مرا مرد نگه دار
تا دستِ خداحافظیاش را بفشارم
فاضل
مرداز نبودت گرچه رنجورم ولی آتش نمیگیرم
چون تو را با مرد دیگر دیده ام بسیار میسوزم
خروش
باران بشو! ببار به کاغذ... سخن بگوچترها را باید بست ، زیرِ باران باید رفت...
زیر باران باید چیز نوشت ، حرف زد ، نیلوفر کاشت.
سهراب