• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم

مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم
ماجرایِ دل به اظهارِ دگر محتاج نیست

گوش اگر باشد، نفس هم ناله آهسته ایست
 
  • لایک
امتیازات: riri
ماجرایِ دل به اظهارِ دگر محتاج نیست

گوش اگر باشد، نفس هم ناله آهسته ایست
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
 
سیه مژگان من روی سپیدم را نگاهی کن
سپید اندام من روز سیاهم را نمیبینی
یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه، از من جدایی می‌کند.
شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا، جای دیگر روشنایی می‌کند.
 
یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه، از من جدایی می‌کند.
شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا، جای دیگر روشنایی می‌کند.
دیری است از خود از خدا از خلق دورم
با این همه در عین بی تابی صبورم
 
ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی
جز بدان عارض شمعی نبود پروازم
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانهٔ خویش
بخدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانهٔ خویش
 
تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است
دل سودا زده از غصه دو نیم افتاده است
تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را
وز خسّتِ خود خاک شوم هر کس را

کارم به دعا چو برنمی‌آید راست
دادم سه طلاق این فلک اطلس را
 
Back
بالا