• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

PD

واعظِ آن کار دیگر کننده
ارسال‌ها
602
امتیاز
5,578
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
D:
سال فارغ التحصیلی
1401
(یهودی سوزی)
کمیک ماوس

آرت اسپیگلمن
 
آخرین ویرایش:

hosam.r

کاربر فعال
ارسال‌ها
71
امتیاز
398
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
بیرجند
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
مشهد
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
این چند روز که بحث "غیرت" داغه به نظرم این بخش از کتاب قابوس‌‌نامه جالب اومد:

《و دیگر بکوش تا به هیچ وجه او[زن] را غیرت ‌ننمایی و اگر رشک خواهی نمود، خود، ‌‌نخواهی بهتر بُوَد که زن را رشک نمودن به‌ستم، ناپارسایی آموختن بود. و بدان که زنان به غیرت بسیار مردان را هلاک کنند و نیز تن خویش را فرازِ کمتر کسی دهند از رشک و حمیت باک ندارند. و اما چون زن را رشک ننمایی و با وی دو کیسه نباشی بدانچه خدای تعالی تو را داده وی را نیکو داری، از مادر و پدر و فرزندِ تو بر تو مشفق‌تر بود، خویشتن را از وی دوست‌تر کس مدار! و اگر غیرتش نمایی از هزار دشمن دشمن‌تر شود و از دشمن بیگانه حذر تُوان کرد و ازو نتوان کرد.》
قابوس‌نامه، عنصرالمعالی ، تصحیح غلام‌حسین یوسفی، انتشارات علمی_فرهنگی، ۹۷ ، ص ۱۳۰- ۱۳۱

این کتاب ۹۰۰ سال پیش نوشته شده!
انتشارات علمی‌_فرهنگی چاپش کرده(تصحیح استاد غلام‌حسین یوسفی)
سی هزار تومنم بیشتر نیست قیمتش.
اگه دوست داشتین کتاب رو بگیرین.
نصیحت‌های عنصرالمعالی(شاهزاده‌ای زیاری، همسر دختر سلطان محمود) به پسرش، گیلان‌شاه، هست.
۴۴ بابه
و در مورد همه چی توش نصحیت هست
از "در آیین شراب خوردن" و " مزاح کردن و نرد و شطرنج باختن" و "گرمابه گرفتن" تا " در فزونی طاعت از راه دانش" و "عشق ورزیدن" ( این باب موردعلاقه‌ی منه :) ) و "جوان‌مرد پیشگی"
 

armaghannn

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
308
امتیاز
972
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
بندرعباس
سال فارغ التحصیلی
1401
اقدس دختری زیبا ،باهوش و مهربان و... بود اما تنها یک بدی داشت و آن هم این بود که نمی توانست چیزی را در دلش نگه دارد . قصه آلبالو پلو از زهرا حیدری
 

مار

لنگر انداخته
ارسال‌ها
2,519
امتیاز
38,790
نام مرکز سمپاد
فرزانگان زینب:)
شهر
تهر
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علامه طباطبایی
رشته دانشگاه
روان شناسی
برخی افراد تصمیم می‌گیرند متخاصم باشند تا متناهی بودن خود را انکار کرده، بتوانند خدا باشند و تعیین کنند چه کسی زنده خواهد ماند و چه کسی خواهد مرد.
نظام‌های روان درمانی پروچاسکا_درمان‌های وجودی
 

The Lich King

روباه پیر
ارسال‌ها
424
امتیاز
2,327
نام مرکز سمپاد
شهید هاشمی نژاد 1
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
90
دانشگاه
خوارزمی
رشته دانشگاه
علوم کامپیوتر- علوم تصمیم و مهندسی دانش
تلگرام
اینستاگرام
Many that live deserve death. And some that die deserve life. Can you give it to them? Then do not be too eager to deal out death in judgement. For even the very wise cannot see all ends
Gandalf - The Fellowship of the Ring - J.R.R. Tolkien​
 
آخرین ویرایش:

"Mehrab"

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
353
امتیاز
3,178
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
گرگان
سال فارغ التحصیلی
1398
از آدم ها بُت نسازید این خیانت است!
هم به خودتان هم به خودشان!
خدایی میشوند که خدایی کردن نمی‌دانند...
و شما در آخر، می‌شوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته!

غروب بت‌ها
نیچه
 

froq

فراخزاد=)
ارسال‌ها
44
امتیاز
268
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
سبزوار
سال فارغ التحصیلی
1401
ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﻫﺴﺖ‚ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ.
ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺡ ﺍﺳﺖ.
ﺍﻣﺎ ﻧﻪ، ﺑﺪﻥ ﺯﺟﺮ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ. ﭘﻮﺳﺖ ﺗﻨﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯾﻢ.
ﺳﺮﻡ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ. ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﻃﻌﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﻢ ﺍﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺧﻮﻥ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻣﺮﮒ، ﻧﻪ ﺗﺐ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ.
ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﯿﺎﻩ ﺑﺸﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻔﺮﺕ ﮐﻨﻢ.
ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ، ﭼﻪ ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ …

[ﺁﻟﺒﺮ ﮐﺎﻣﻮ]
[کالیگولا]
 
آخرین ویرایش:

M_A_H_D_I

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
6
امتیاز
61
نام مرکز سمپاد
تیزهوشان شهید بهشتی
شهر
شهرکرد
سال فارغ التحصیلی
0000
در باقی عمرم دو روز وجود دارد که هرگز دوباره مرا آزار نخواهد داد؛
اولین آن دیروز است با تمام اشتباهات ، اشک ها ، خطاها و شکست ها،
دیروز در ورای کنترل من است و برای همیشه گذشته است.
روز دیگر فردا است ، با دام ها و تهدیدهایش ، با خطرها و رازهایش ، تا طلوع دوباره خورشید زندگیم را در گرو فردا نمی گذارم ،
چرا که هنوز زاده نشده است.:-"=D>
بازگشت از سیاه زخم - اگ ماندینو
 

"Mehrab"

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
353
امتیاز
3,178
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
گرگان
سال فارغ التحصیلی
1398
‏فکر می‌کردم اگه دو نفر همیشه به هم راست بگن، یعنی عین حقیقت رو بگن، باید خیلی صمیمی باشن.
‏ولی الان میبینم برای حفظ صمیمیت، انگار مجبوری بعضی جاها دروغ هم بگی...


نام من سرخ
اورهان پاموک⁩
 

shima.

کاربر فعال
ارسال‌ها
62
امتیاز
1,164
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
95
زندگی همین است. اراده راسختان را در ترک سیگار تحسین می‌کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می‌گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید.

من او را دوست داشتم - آنا گاوالدا
 

hosam.r

کاربر فعال
ارسال‌ها
71
امتیاز
398
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
بیرجند
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
مشهد
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
الطاف الوهیت بر حکمت ربوبیت به سرّ ملایکه فرو می‌گفت:«شما چه دانید مه ما را با این مشتی خاک از ازل تا به ابد چه کارها در پیش است؟»
عشقی‌ست که از ازل مرا در سر بود
کاری‌ست که تا ابد مرا در پیش است!
معذورید که شما را سر و کار با عشق نبوده‌ست! شما خشک‌زاهدان صومعه‌نشین حظایر قدسید! از گرم‌رُوان خرابات عشق چه خبر دارید؟! سلامتیان را از ذوق حلاوت ملامیتان چه چاشنی؟
درد دل خسته دردمندان دانند
نی خوش‌منشان و خیره‌خندان دانند
از سرّ قلندری تو گر محرومی
سرّی‌ست در آن شیوه که رندان دانند

روزکی چند صبر کنید تا من بر این یک مشت خاک دستکاریِ قدرت بنمایم؛ و زنگار ظلمتِ خلقیت از چهره‌ی آینه‌ی فطرت او بزدایم، تا شما در این آینه نقش‌های بوقلمون بینید. اول نقشی آن باشد که همه را سجود او باید کرد. پس از ابر کرم باران محبت بر خاک آدم بارید و خاک را گل کرد و به یدِ قدرت در گِل از گِل، دل کرد و در دل چندین شور و فتنه حاصل کرد.
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
صد فتنه و شور در جهان حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح زدند
یک قطره فروچکید و نامش دل شد ...

گزیده‌ی مرصادالعباد، نجم‌الدین رازی، تصحیح استاد ریاحی، ص 67

فوق‌العاده‌ست و فوق‌العاده‌‌ست و فوق‌العاده‌ست!‌
هر کار کردم نتونستم یه قسمت از این بابش رو انتخاب کنم و حیفم هم میومد که باهاتون به اشتراک نذارمش!

داستان آفرینش آدم در مرصاد‌العباد رو سرچ کنید و بخونید کاملش رو و لذت ببرید.
اگه گیر نیومد کاملش بهم بگین از کتاب عکس بگیرم و بفرستم براتون
 

"Mehrab"

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
353
امتیاز
3,178
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
گرگان
سال فارغ التحصیلی
1398
"بعضی چیزها را نمیتوان درمان کردفقط باید آنها را به دوش کشید..."

عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست
مگان دیواین
 

ای فر

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
189
امتیاز
2,426
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
همینجا
سال فارغ التحصیلی
1398
وقتی بهمن در جنگ کشته شد ،هیچکس نمیدانست چگونه باید به آذر خبر درگذشت بهمن را داد .اما من که به هوش او ایمان داشتم در نامه ای یک خطی برایش نوشتم ...
آذرِ مهر آبان، بهمن تیر خرداد مرداد ...

این متن پوستر معرفی یه گالری بود ... اولین باری که خوندمش خیلی برام جالب بود ...
 

پرنیان.ک

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,607
امتیاز
24,268
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
خرم آباد
سال فارغ التحصیلی
94
اینستاگرام
مارکسیست های ساختارگرا معتقدند که ساختارهای جامعه، بخصوص ساختار اقتصادی تعیین کننده ی الگوهای رفتار اجتماعی هستند. آلتوسر معتقد است که در جوامع سرمایه داری، بیشتر نهادهای اجتماعی نظیر آموزش و پرورش، مذهب و نیروی نظامی در جهت منافع دولت عمل می کنند. عنصر اساسی در نظام سرمایه داری، باز آفرینی روابط تولید است. در واقع مدرسه ابزار ایدئولوژکی دولت است. دولت برای سرکوب طبقه ی کارگر از دو طریق اقدام می کند، یکی از طریق ابزار سرکوب کننده نظیر پلیس و نیروی مسلح و دیگری ابزار ایدئولوژیک نظیر آموزش و پرورش، خانواده و وسایل ارتباط جمعی.
جامعه شناسی آموزش و پرورش/محمود شارع پور​
 

sara.p79

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
123
امتیاز
529
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1398
سونيا: فايده ندارد، بايد زندگی کنيم. دايی وانيا بايد به زندگی ادامه دهيم. شبها و روزهای دراز و ملال انگيزی در پيش داريم. بايد با صبر و حوصله رنجها و سختيهايی را که سرنوشت برای ما می فرستد تحمل کنيم. بايد برای ديگران کار کنيم. و وقتی عمرمان سر رسيد بی سروصدا بميريم. و آنجا زير خاک خواهيم گفت که چه رنجی کشيديم! چه گريه ها کرديم! خواهيم گفت که زندگی ما تلخ بود. و خدا به ما رحم خواهد کرد. و من و تو دايی، ما، دايی عزيزم، به زندگی خواهيم رسيد که درخشان خواهد بود. آن وقت شادمانی ميکنيم و به رنجهای گذشته با رقت نگاه ميکنيم. دايی، من ايمان دارم، ايمان ملتهب و گرم. ( جلوی او زانو ميزند وسرش را روی دست او ميگذارد و با صدای خسته) آرامش کامل. (تل يگين به آرامی گيتار مينوازد) آرامش کامل. صدای فرشتگان را ميشنويم، بهشت را با جلال و درخشندگيش ميبينيم. تمام پليديهای زمين را ميبينيم و رنجهايمان را. غرق رحمتی که تمام دنيا را خواهد گرفت ميشويم و زندگی ما پر از آرامش خواهد بود. آرام و شيرين مثل نوازش مادر. من ايمان دارم، ايمان دارم. (اشکهای او را با دستمالش پاک ميکند) دايی جانم، گريه ميکنی. (در حالی که اشک ميريزد) تو در زندگی شادی و خوشی نداشتی. اما صبر داشته باش. راحت ميشويم. (بازوانش را گرد او حلقه ميکند) راحت ميشويم. آرامش پيدا ميکنيم. (نگهبان به در ميزند)
تل يگين به نرمی مينوازد. ماريا واسيلی يونا در حاشيه کتابش يادداشت ميکند. مارينا جورابش را ميبافد.
راحت ميشويم. آرامش پيدا ميکنيم.
دایی وانیا | آنتوان چخوف عزیز
 
بالا