قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

آرتمیس

...Tired
ارسال‌ها
37
امتیاز
368
نام مرکز سمپاد
استعداد های درخشان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
1404
《ابراهیم بیگانگان را پذیرفت و خداوند خوشنود شد. الیاس بیگانگان را دوست نداشت و خداوند خوشنود شد. داوود به اعمالش افتخار می کرد و خداوند خوشنود شد. میخانه دار کنار محراب از اعمالش شرمنده شد و خداوند خوشنود شد. یحیای تعمید دهنده به صحرا رفت و خداوند خوشنود شد. پولس به شهر های بزرگ امپراتوری روم رفت و خداوند خوشنود شد. چگونه می توان دریافت موجبات خوشنودی خداوند چیست؟ از قلبت پیروی کن و خداوند خوشنود خواهد شد .》

شیطان و دوشیزه پریم _ پائولو کوئیلو
 

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,318
امتیاز
20,013
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
_اینگیس، داری با چی بهشون حمله میکنی؟
اینگیس بی اینکه چشمانش را باز کند پوزخندی زد.«اضطراب. هیچی مثل اضطراب آدمو از پا در نمیاره. با ترس میتونی بجنگی؛با وحشت میتونی رو به رو شی؛ غم رو میتونی هل بدی عقب؛ ولی با یه مشت اگه و اما و نکنه چی کار میخوای بکنی؟ اضطراب سلاح محبوب منه.»

از کتاب فراخوان‌رنگ‌ها، جلد اول مجموعه کوارتت نهایی
نوشته آرمینا سالمی، نشر باژ
ژانر: علمی تخیلی
 

شیـوا

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
274
امتیاز
11,472
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
همدان
سال فارغ التحصیلی
94
دانشگاه
علوم پزشکی همدان
رشته دانشگاه
پزشکی
او فکر میکرد که دنیا دچار دردسر شده و فقط هم دو راه حل موجود است، یا آنقدر بخندیم تا منفجر شویم و یا فقط منفجر شویم!

| مردی با کبوتر |
| رومن گاری |
 

PD

واعظِ حافظ
ارسال‌ها
704
امتیاز
7,660
نام مرکز سمپاد
علامه حلی(شهدا)
شهر
شهربابک
سال فارغ التحصیلی
1401
[عمو جان] جعبه را به سینه فشرد، سپس دولا شد، جعبه را روی آب گذاشت و لحظه‌ای با دستش آن را نگه‌داشت. با لحن سرکشی گفت:«برو بهشون بگو. برو وسط راه بگند تا ببینن. تو جور دیگه نمی‌تونی باهاشون حرف بزنی. حتی نمی‌دونم دختربچه‌ای یا پسربچه و نمی‌خوام هم بدونم. برو سر راهها بخواب. شاید اینجوری حالیشون بشه.»
خوشه های خشم
 

ای فر

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
272
امتیاز
3,494
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
1398
تو روی نیمکتی نشسته ای این سر دنیا که تمام آنچه میخواهی،یکی ست که ان سر دنیا روی نیمکتی نشسته است که تمام انچه میخواهد تویی ...
نیمکت های دنیا را بد چیده اند !
سه کتاب ،زویا پیرزاد
 
آخرین ویرایش:

علیرضا ح.

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
807
امتیاز
4,834
نام مرکز سمپاد
علّامه حلّی ۲
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
94
دانشگاه
صنعتی اصفهان
رشته دانشگاه
مهندسی مکانیک
تلگرام
«یهودیان حق استفاده از منبع آب مسلمانان را ندارند و در محلۀ یهودی‌نشین تهران مخزن آب بزرگی وجود دارد که هر سه یا چهار ماه آن را پر می‌کنند. اتفاقا این منبع را قبل از شیوع بیماری وبای سال ۱۹۰۴ پر از آب کرده بودند. چون یهودیان نمی‌توانستند از جای دیگری آب بنوشند، منبع هم آلوده نشده بود. محلۀ آن‌ها با وجود کثافتی که داشت گرفتار بیماری نشد و اگر برای فرش‌های ارزانی که بیماران وبایی بر آن‌ها مرده بودند اقدام نمی‌کردند، هرگز منطقۀ آن‌ها آلودۀ وبا نمی‌شد.
با این همه تحقیری که می‌شوند، هر کس خواست بدون علتی می‌تواند کتک مفصلی به آنان بزند، حقوقشان پایمال می‌شود و همواره مورد ستم و اجحاف‌اند، باز هم می‌بینم که این یهودی‌های احمق در ایران ماند‌ه‌اند.
»

کتاب «بیست سال در ایران (روایت یک زندگی در دوران سه پادشاه قاجار)»، جان ویشارد، ترجمۀ علی پیرنیا، انتشارات پل فیروزه (موسسه آبی پارسی) ، صفحۀ ۱۵۲.

[نمی‌دونم صحت‌سنجی این حرف‌های پزشک آمریکایی قابل انجام هست یا نه ولی در صورت درستی، شگفتا از این جماعت که هیچ تپّه‌ای رو بی‌اثر رها نکردن!]
 

hosam.r

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
132
امتیاز
1,331
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
بیرجند
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
فرهنگیان مشهد
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
همچنین به شما گفته‌اند که زندگی تاریکی‌ست و شما از فرط خستگی آنچه را خستگان می‌گویند تکرار می‌کنید.
و من به شما می‌گویم که زندگی به راستی تاریکی‌ست مگر آن که شوق باشد.
و شوق همیشه کورست مگر آن که دانشی باشد.
و دانش همیشه بیهوده است مگر آن که کاری باشد
و کار همیشه تهی است مگر آن که مهری باشد
و هرگاه که با مهر کار کنید خود را به خویشتن خویش می‌بندید و به یکدیگر و به خداوند خود.
و اما کار کردن با مهر یعنی چه؟
یعنی بافتن پارچه‌ای که تار و پودش را از دل خود بیرون کشیده باشی چنان که گویی دلدارت آن پارچه را خواهد پوشید.
یعنی ساختن خانه از روی محبت چنان که گویی دلدارت در آن خانه خواهد زیست.
یعنی کشتن دانه از روی لطف و بر داشتن حاصل از روی شادی چنان که گویی دلدارت میوه‌اش را خواهد خورد.
یعنی دمیدن دمی از روح خویش در هر آنچه می‌سازی.
و دانستن این که همه مردگان آمرزیده گرداگردت ایستاده‌اند و تو را می‌نگرند.
بارها از شما شنیده‌ام چنان که گویی در خواب سخن می‌گویید " آن که با مرمر کار می‌کند و شکل روح خود را در سنگ می‌بیند شریف‌تر از اوست که زمین شخم می‌زند"
"و آن که رنگین کمان را به چنگ می‌آورد و در هیئت انسان روی پارچه می گذارد برتر از اوست که پای‌افزار ما را می‌دوزد"
ولی من می‌گویم -نه در خواب در عین بیداری نیمروز- که سخن باد با بلوط تناور شیرین‌تر از سخن او با تیغه‌های گیاه نیست!
و بزرگی تنها از آن کسی‌ست که از صدای باد ترانه می‌سازد
که با مهر خود او شیرین‌تر شده است.
کار مهریست که به چشم می آید
و تو اگر نتوانی با مهر کار کنی و جز از روی بیزاری کار نکنی، بهتر آن است که از کار دست بداری و در کنار دروازه معبد بنشینی و از کسانی که با شادی کار می‌کنند صدقه بگیری!
زیرا که اگر نان را از روی بی‌اعتنایی بپزی نان تلخی می‌پزی که خورنده را فقط نیم‌سیر می‌سازد.
و اگر انگور را از روی نا‌خرسندی در چرخشت بریزی ناخرسندی تو نبیذ را زهرآلود خواهد کرد.
و اگر مانند فرشتگان آواز بخوانی و مهری به آواز نورزی گوش مردمان را از شنیدن صداهای روز و صداهای شب باز می داری.


پیامبر
جبران خلیل جبران

اینقدر این بخش از کتاب رو دوست داشتم که "بامهر" تو دفترم نوشتمش...
 

MmmSampadi

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
377
امتیاز
1,215
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
سنندج
سال فارغ التحصیلی
1405
اندی تونلی رو که برای حفرش به 600 سال زمان نیاز داشت در 20 سال کند تنها چیزی که نیاز بود فشار و زمان بود برای همه کار ها فقط به فشار و زمان نیازه

کتاب رستگاری در شاوشنک
 

نیمآ

کاربر فعال
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
23
امتیاز
81
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
رفسنجان
سال فارغ التحصیلی
1400
با خودمان میگوییم عادت می کنیم؛
و با صراحت زیادی
این جمله را تکرار می کنیم
آن چیزی که هیچ کس نمی پرسد این است که
به چه قیمتی عادت می کنیم ..‌ ؟!

ژوزه ساراماگو
 

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,318
امتیاز
20,013
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
کسی که بهای چیزی را می‌پردازد، معمولا ارزش بیش‌تری برایش قائل می‌شود تا کسی که همان گزینه را رایگان به‌دست آورده است.

×کتاب چشمان تاریکی / دین کونتز / نشر هزار افسان / میثم فرجی
 

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,318
امتیاز
20,013
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
بخش‌هایی از کتاب مرد زیرزمینی
نوشته میک جکسون
ترجمه میثم فرجی
نشر چشمه

وقتی کسی شروع به کارهای عجیب‌وغریب می‌کند و خودش را از دیگران پنهان می‌کند، مردم به تخیل‌شان اجازه می‌دهند پا را از گلیمش درازتر کند. وقتی هم که خیال‌پردازی‌شان تمام شد، از او یک هیولا ساخته‌اند، اما این‌ها همه زاییده‌ی ذهن آن‌هاست.
ص۲۳

اغلب ما ایده‌های عجیب‌وغریبی داریم که دل‌مان می‌خواهد به‌شان جامه‌ی عمل بپوشانیم، اما پولی برای این کار نداریم.
ص ۲۴
 

"Mehrab"

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
356
امتیاز
3,333
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
گرگان
سال فارغ التحصیلی
1398
خاطرات خیلی عجیب هستند.گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه می کردیم،و گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم !


دیدن دختر
هاروکی موراکامی
 

Anaana

کاربر فوق‌فعال
عضو مدیران انجمن
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
145
امتیاز
515
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اصفون
سال فارغ التحصیلی
1400
اینستاگرام
•ابله ♡
می خواهم اقلا یک نفر باشد
که من با او از همه چیز همانطور
حرف بزنم که با خودم حرف می زنم!
 

پریا :)

میشه! میشه! میشه!
ارسال‌ها
73
امتیاز
659
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1402
من بارها زنبور قورت داده‌ام. و سالی حداقل دو بار یه پرنده می‌خوره به سرم. همیشه وقتی دارم سر یکی داد می‌زنم می‌خورم زمین. وقتی پیانو می‌زنم محاله درش رو انگشت هام بسته نشه. امکان نداره شب بخوام از رو ریل قطار رد بشم و یهو یه قطار بوق زنان نیاد طرفم، محاله موقع رد شدن از وسط محوطه‌ی چمن فواره‌ها کار نیفتن. هر نردبانی ازش رفتم بالا یه پله‌ش زیر پام شکسته. محاله ممکنه روز تولدم مریض نشم. هر بار سفر می‌کنم یه روز بعد از جشن می‌رسم به شهر. آخه آدم ممکنه به چندتا زن چاق بگه باردار شدنت مبارک؟

– کتاب ریگ روان اثر استیو تولتز

آخرین مورد تجربه خودمم بوده ! :|
 
بالا