- ارسالها
- 9
- امتیاز
- 140
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
-
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهاییبگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
من در تمام عمر در حال سفر بودم
_نام شاعر خاطرم نیست :')
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهاییبگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
هر وعده دیدار تو هیچ اندر هیچاز خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم
_نام شاعر خاطرم نیست :')
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچهر وعده دیدار تو هیچ اندر هیچ
آخر غم هجران تو چند اندر چند؟
همه عزی و جلالی همه علمی و یقینیدنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
_مولانا
بهشتی بد آراسته پر ز نورهمه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

گویند کسان بهشت با حور خوش استبهشتی بد آراسته پر ز نور
پرستنده بر پای و بر پیش حور
_فردوسی
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سوالگویند کسان بهشت با حور خوش است
من گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بشوی
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
-خیام
شخصی همه شب بر سر بیمار گریستجان بیمار مرا نیست ز تو روی سوال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

همه شب در امیدم که نسیم صبحگاهیشخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون روز بشد بمرد و بیمار بزیست
پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدارهمه شب در امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را.

دیریست که دلدار پیامی نفرستادپیام دادم و گفتم بیا خوشم میدار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو...
_سعدی
عقل دیوانه شد آن سلسلهی مشکین کو؟دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد

دین و دل باخته دیوانه رویی بودیمعقل دیوانه شد آن سلسلهی مشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست؟
_حافظ
زیان کسان از پی سود خویشدین و دل باخته دیوانه رویی بودیم
بسته سلسلهی سلسله مویی بودیم

دارای جهان نصرت دین خسرو کاملزیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
_فردوسی
جهان جهان دیگری را سپرددارای جهان نصرت دین خسرو کامل
یحیی بن مظفر ملک حاکم عادل

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوستجهان جهان دیگری را سپرد
به جز خشم و اندوه، چیزی نبرد...
_عمو فردوسی ^-^

ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم!به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هستما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم!
با ما منشین اگرنه بدنام شوی.

بارها گفته ام و بار دگر می گویمبیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
_مولانا
+بیتی که آوردید خیلیییی قشنگ بود! :)
