• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم
_نام شاعر خاطرم نیست :'‌)
 
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم
_نام شاعر خاطرم نیست :'‌)
هر وعده دیدار تو هیچ اندر هیچ
آخر غم هجران تو چند اندر چند؟
 
بهشتی بد آراسته پر ز نور
پرستنده بر پای و بر پیش حور
_فردوسی
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بشوی
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
-خیام
 
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بشوی
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
-خیام
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سوال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
 
همه شب در امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را.
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو...
_سعدی
 
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد
عقل دیوانه شد آن سلسله‌ی مشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست؟
_حافظ
 
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم!
با ما منشین اگرنه بدنام شوی.
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
_مولانا
+بیتی که آوردید خیلی‌ی‌ی‌ی قشنگ بود! :‌)
 
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
_مولانا
+بیتی که آوردید خیلی‌ی‌ی‌ی قشنگ بود! :‌)
بارها گفته ام و بار دگر می گویم
که من دلشده این ره نه به خود می پویم!

فدای شما✨
حافظه دیگه ((:
 
Back
بالا