- ارسالها
- 50
- امتیاز
- 1,745
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
-
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
بشد زال با او دو منزل براهگرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان غم مخور
بدان تا پدر چون گذارد سپاه
بشد زال با او دو منزل براهگرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان غم مخور
در مکتب حقایق پیش ادیب عشقبشد زال با او دو منزل براه
بدان تا پدر چون گذارد سپاه
پسر کو ندارد نشان از پدردر مکتب حقایق پیش ادیب عشق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بودپسر کو ندارد نشان از پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چونتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
مریدان به قوت ز طفلان کمندما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانهی خمار دارد پیر ما
یه دیواره یه دیواره که پشتش هیچی نداره😂مریدان به قوت ز طفلان کمند
مشایخ چو دیوار مستحکمند
چون مهره مهر خویش میباخت مرایه دیواره یه دیواره که پشتش هیچی نداره😂
ز فتراک بگشاد پیچان کمند
بینداخت و آمد میانش به بند
_فردوسی
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمچون مهره مهر خویش میباخت مرا
چون من همه او شدم بینداخت مرا
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
_فریدون مشیری
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهاییبگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
هر وعده دیدار تو هیچ اندر هیچاز خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم
_نام شاعر خاطرم نیست :')
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچهر وعده دیدار تو هیچ اندر هیچ
آخر غم هجران تو چند اندر چند؟
همه عزی و جلالی همه علمی و یقینیدنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
_مولانا
بهشتی بد آراسته پر ز نورهمه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

گویند کسان بهشت با حور خوش استبهشتی بد آراسته پر ز نور
پرستنده بر پای و بر پیش حور
_فردوسی
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سوالگویند کسان بهشت با حور خوش است
من گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بشوی
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
-خیام
شخصی همه شب بر سر بیمار گریستجان بیمار مرا نیست ز تو روی سوال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

همه شب در امیدم که نسیم صبحگاهیشخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون روز بشد بمرد و بیمار بزیست
پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدارهمه شب در امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را.
