- ارسالها
- 67
- امتیاز
- 413
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- ابهر
- سال فارغ التحصیلی
- 1405
خدا نه در این جهان است و نه در آن جهانسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
او در دل هر ذره خاموش و بینشان
خدا نه در این جهان است و نه در آن جهانسینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
در جستن آن نگار پر کینه و جنگخدا نه در این جهان است و نه در آن جهان
او در دل هر ذره خاموش و بینشان
اندر دل من درون و بیرون همه او استدر جستن آن نگار پر کینه و جنگ
گشتیم سراپای جهان با دل تنگ
گویند سنگ لعل شود در مقام صبراندر دل من درون و بیرون همه او است
اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست
خون من ریزی و چشم تو روا میداردگویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خونِ جگر شود
سر من از ناله من دور نیستخون من ریزی و چشم تو روا میدارد
بوسهای خواهم و گویی که روا نیست چرا
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسرسر من از ناله من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
بند بگسل باش آزاد ای پسردهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر
کای نور چشم من به جز از کشته ندروی
فردا شنیدهای که بود داغ زر و سیمبند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
لباس مرگ بر اندام عالمی زیباستفردا شنیدهای که بود داغ زر و سیم
خود وقت مرگ مینهد این مرده ریگ داغ
هر چند که سرو سرفرازدلباس مرگ بر اندام عالمی زیباست
چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست.
چیست طاووس که در باغ نعیم افتادستهر چند که سرو سرفرازد
در باغ به قامت تو نازد
از خراسان آن خور طاووسوشچیست طاووس که در باغ نعیم افتادست
زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار