- ارسالها
- 794
- امتیاز
- 10,540
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان 1
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1405
قبول کردی و کردم جدایی و غم را
که خواستی بروی تا که امتحان بدهی
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یادست
قبول کردی و کردم جدایی و غم را
که خواستی بروی تا که امتحان بدهی
این سرخ تیغ که خانه ز بنیاد برده استجهان پیریست بیبنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
کمان آرشکمان آرشه زه کن که تیر لشگر غم
بر آن سر است که از قلب ما کند آماج
دل ضعیفم از آن میکَشَد به طَرْفِ چمنکمان آرش
وای اگه کمان آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد رو ببینه
ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیدل ضعیفم از آن میکَشَد به طَرْفِ چمن
که جان ز مرگ به بیماریِ صبا ببرد
خاموشی ما از سر جبر است و گرنهای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی
چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی
چيست عشق؟ آتش به جان افروختنخاموشی ما از سر جبر است و گرنه
آتش که بر او چوب بریزند نمیرد
عشق شوری در نهاد ما نهادچيست عشق؟ آتش به جان افروختن
کار آتش نیست غير از سوختن
عشقعشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهی سودا نهاد
گفتوگویی در زبان ما فکند
جستوجویی در درون ما نهاد
دل را ز خود برکندهام با چیز دیگر زندهامعشق
پس چه باشد عشق دریای عدم
در شکسته عقل را آنجا قدم
عاقبت خون دل ما به ثمر خواهد شددل را ز خود برکندهام با چیز دیگر زندهام
عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیدهام
روز الست جان تو خورد میی ز خوان توعاقبت خون دل ما به ثمر خواهد شد
روز غم می رود و روز دگر خواهد شد
ای نشسته سر خوان خوب ببینروز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
خواجهی لامکان تویی بندگی مکان مکن
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامهای نشسته سر خوان خوب ببین
کیست اویی که تو خون جگرش مینوشی؟
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد مارااز خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرک القیامه
دوست نزدیکتر از من به من استاگر چه دوست به چیزی نمیخرد مارا
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
گشایش گره مشکلات عشاقستدوست نزدیکتر از من به من است
وینت مشکل که من از وی دورم
چه کنم با که توان گفت که او
در کنار من و من مهجورم
خنده و گریهی عشاق ز جایی دگر استگشایش گره مشکلات عشاقست
چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب
سحرم دولت بیدار به بالین آمدخنده و گریهی عشاق ز جایی دگر است
میسرایم به شب و وقت سحر میمویم