• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم
حافظ
من از تمام دختران شهر سر بودم
افسوس که از بازی دنیا بی خبر بودم
_نام شاعر خاطرم نیست..
 
مثل شعری قابل تحسین، که بی تشویق نیست
هیچ خطی مثل ابروی تو نستعلیق نیست
تو را می‌خواهم و دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن، من این کنج قفس مرغی اسیرم
_فروغِ عزیز.
 
تو را می‌خواهم و دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن، من این کنج قفس مرغی اسیرم
_فروغِ عزیز.
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
 
«يا سريع الرضا»ي لبخندت، عاشقان را کشيده در بندت
«يا وليَّ الذينَ» يک دنيا که در اسم تو غرق حيراني است
تبه گردد این رنج‌های دراز
نشیبی درازست پیش فراز...
_فردوسی
 
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
مولانا
ما حسرت و دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
_حامد عسکری
 
Back
بالا