- ارسالها
- 30
- امتیاز
- 452
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
-
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
اگر سعد با تاج ساسان بدیتابوت من آهسته ز کویش گذرانید
چون نیست امیدم که بیایم دگر آنجا
مرا رزم او کردن آسان بدی
اگر سعد با تاج ساسان بدیتابوت من آهسته ز کویش گذرانید
چون نیست امیدم که بیایم دگر آنجا

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرداگر سعد با تاج ساسان بدی
مرا رزم او کردن آسان بدی

دیدی آن قهقهی کبک خرامان حافظیار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود!

دل و دینم دل و دینم ببرده ستدیدی آن قهقهی کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود؟
شب و روز بودی دو بهره به زیندل و دینم دل و دینم ببرده ست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش..
نترسم که با دیگری خو کنیشب و روز بودی دو بهره به زین
ز روی بزرگی نه از روی کین
_فردوسی
یکی دشت با ديدگان پر ز خوننترسم که با دیگری خو کنی
توبا من چه کردی که با او کنی
من از تمام دختران شهر سر بودمندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم
حافظ
تو را میخواهم و دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرممثل شعری قابل تحسین، که بی تشویق نیست
هیچ خطی مثل ابروی تو نستعلیق نیست
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیدهتو را میخواهم و دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن، من این کنج قفس مرغی اسیرم
_فروغِ عزیز.
نصيحت می كنم قاصد چو باز آری پیامش راماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
یکی تخت بودی چو تابنده ماهنصيحت می كنم قاصد چو باز آری پیامش را
اگر من مرده باشم يک به يک در خاک من گويی
هر آنکس که با تو نگوید درستیکی تخت بودی چو تابنده ماه
نشسته برو پور کاووس شاه
_عمو فردوسی
تو را بهتر آید که فرمان کنیهر آنکس که با تو نگوید درست
چنان دان که او دشمن جان توست
تبه گردد این رنجهای دراز«يا سريع الرضا»ي لبخندت، عاشقان را کشيده در بندت
«يا وليَّ الذينَ» يک دنيا که در اسم تو غرق حيراني است
من که باشم در این میان؟که خدازلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
حافظ
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینیمن که باشم در این میان؟که خدا
در هوای تو سخت دلتنگ است
دل من میل تو دارد چه بجویی چه نجوییتا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد
_سعدی
یا رب امان ده تا باز بینددل من میل تو دارد چه بجویی چه نجویی
دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی..
