• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم
من مانده ام مهجور از او ، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود
 
من مانده ام مهجور از او ، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 
  • لایک
امتیازات: riri
دنيا به روي سينه ي من دست رد گذاشت
بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت
تا توانی در جهان با مردمان یکرنگ باش
قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است
 
دلا خو کن ز تنهایی که از تنها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد
 
ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد
در این درگه که گه گه که که و که که شود ناگه
مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه
 
در این درگه که گه گه که که و که که شود ناگه
مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه
این شعره :))

هر چيز که بشکند ز بها افتد و ليک
دل را بها و قدر بود تا شکسته است
 
این شعره :))

هر چيز که بشکند ز بها افتد و ليک
دل را بها و قدر بود تا شکسته است
😁
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
 
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
به به آرمان مشاعره بلدی؟؟؟
در دل هوسي هست دريغا نفسي نيست
ما را نفسي نيست كه در دل هوسي نيست
تاب بنفشه می‌دهد طره‌ی مشک‌سای تو
پرده‌ی غنچه می‌درد خنده‌ی دلگشای تو
 
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
وقف کردیم بر این باده جان کاسه سر
تا حریف سری و شبلی و ذاالنون باشیم
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو
 
  • لایک
امتیازات: riri
Back
بالا