• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یاد کسی نرود، غم را در دل دارم،
ولی در دل غم، یاد تو را می‌پرورانم.
هزار آفرین بر غم، که در این تنهایی،
یاد تو را زنده نگه می‌دارد در جانم.

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
 
با حرف آخرِ بیت مشاعره کن پسر خوب
الان که م تموم شده شعر تو من باید با م شروع کنم

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که تو ام راهنمایی

ی بدهید:-))))
آها
یاد تو در دل، همیشه زنده است،
یقین دارم که تو، بهترین راهنمایی.
یاد تو را در هر لحظه می‌گویم،
یاری‌ام کن تا در این راه، نروم به خطایی.
 
آها
یاد تو در دل، همیشه زنده است،
یقین دارم که تو، بهترین راهنمایی.
یاد تو را در هر لحظه می‌گویم،
یاری‌ام کن تا در این راه، نروم به خطایی.
یارا بهشت صحبت یاران همدمست

دیدار یار نامتناسب جهنمست

هر دم که در حضور عزیزی برآوری

دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست
 
یارا بهشت صحبت یاران همدمست

دیدار یار نامتناسب جهنمست

هر دم که در حضور عزیزی برآوری

دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست
تویی که در دل، بهشت را می‌سازی،
تجلی عشق، در هر لحظه می‌تابی.
تقدیرم را با دیدار تو می‌سازم،
تسکین جانم، در هر دم، یاد توست، ای یار.
 
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
یادآورم که در غم دیگرانم،
یاری‌ام کن تا در دردشان بمانم.
یقین دارم که انسانیت در دل است،
یاری به خلق، نشانه‌ی آدمی است.
 
یادآورم که در غم دیگرانم،
یاری‌ام کن تا در دردشان بمانم.
یقین دارم که انسانیت در دل است،
یاری به خلق، نشانه‌ی آدمی است.
تو چه دانی که ما چه مرغانیم

هر نفس زیر لب چه می خوانیم
 
تو چه دانی که ما چه مرغانیم

هر نفس زیر لب چه می خوانیم
من چه دانم که در دل شما چه می‌گذرد،
مهر و عشق را در هر دم می‌خوانیم.
موجی از احساس در جان ماست،
مهر پرندگان، در آسمان می‌تابیم.
 
من چه دانم که در دل شما چه می‌گذرد،
مهر و عشق را در هر دم می‌خوانیم.
موجی از احساس در جان ماست،
مهر پرندگان، در آسمان می‌تابیم.
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی

نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی
 
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی

نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی
یاد تو در دل، شب را روشن می‌کند،
یأس و ناامیدی را از دل می‌زداید.
یادگار عشق، در دل شب می‌ماند،
یاری‌ام کن تا در این تاریکی نروم به جایی.
 
یاد تو در دل، شب را روشن می‌کند،
یأس و ناامیدی را از دل می‌زداید.
یادگار عشق، در دل شب می‌ماند،
یاری‌ام کن تا در این تاریکی نروم به جایی.
یک مرغِ گرفتار در این گلشنِ ویران

تنها به قفس ماند و هَزاران همه رفتند
 
یک مرغِ گرفتار در این گلشنِ ویران

تنها به قفس ماند و هَزاران همه رفتند
درد دلش را به باد می‌سپارد،
دور از همه، در قفسش می‌ماند.
دلتنگی‌اش را در سکوت می‌چشد،
دریغ از پرواز، که همه رفتند.
 
یاری کن که در این دشت بی‌پایان
یاد تو همیشه در دل من جاودان است
تا کی نفست به خودپرستی گذرد
یا در پی نیستی و مستی گذرد
می نوش که عمری که اجل در پی اوست
آن به که به خواب یا به مستی گذرد
 
تا کی نفست به خودپرستی گذرد
یا در پی نیستی و مستی گذرد
می نوش که عمری که اجل در پی اوست
آن به که به خواب یا به مستی گذرد
در پی لحظه‌ای از زندگی باش
دست از خودپرستی و مستی بردار
 
و در دل عشق، ز کینه‌ها رها شو
و با شراب عشق، جان را جوانه شو
 
Back
بالا