- ارسالها
- 910
- امتیاز
- 21,843
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- ،
- سال فارغ التحصیلی
- 1400
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو،این چه نگاه کردن است؟
ای به فدای چشم تو،این چه نگاه کردن است؟



ساقی سیم ساق من گر همه درد می دهدباران که در لطافت طبعش خلاف نيست
در باغ لاله رويد و در شوره زار خس
درین دنیای بیحاصل چرا مغرور میگردی؟ساقی سیم ساق من گر همه درد می دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمیکند
[/QUOTE
یک ذره نسیم خاک پایت بوزیددرین دنیای بیحاصل چرا مغرور میگردی؟
سلیمان گر شوی آخر،نصیب مور میگردی
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندیک ذره نسیم خاک پایت بوزید
زو گشت درین جهان همه حسن پدید
هر کس که از آن حسن یکی ذره بدید
بفروخت دل و دیده و مهر تو خرید
دل سیر شد از غصه گردون خوردندرد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ساده بیایی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ/ به قرآنی که اندر سینه داریدل سیر شد از غصه گردون خوردن
وز دست ستم سیلی هر دون خوردن
تا چند چو نای هر نفس ناله زدن
تا کی چو پیاله دم به دم خون خوردن
تو را از آتش دوزخ چه باک استیک نظر مستانه کردی عاقبت
عقل را دیوانه کردی عاقبت
تا یار مرا ربوده از هستی خویشتا علی گفتم زبان آتش گرفت
پیش چشمم آسمان آتش گرفت

دیشب که دلم ز تاب هجران میسوختشمع خندید و به هر بزم از آن معنی سوخت
خنده بیچاره ندانست که جایی دارد

تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو / تا تو مراد من دهی من به خدا رسیده امدیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
اشکم همه در دیده گریان میسوخت
میسوختم آنچنان که غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان میسوخت
