- ارسالها
- 835
- امتیاز
- 7,720
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ۲
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
- دانشگاه
- MUI
- رشته دانشگاه
- پزشکی
تا تو مصور شدی در دل یکتای من،دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم میاش بر مشام رفت
جای تصور نماند دیگرم اندر ضمیر
تا تو مصور شدی در دل یکتای من،دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم میاش بر مشام رفت
رسوای عالمی شدم از شور عاشقیتا تو مصور شدی در دل یکتای من،
جای تصور نماند دیگرم اندر ضمیر
آتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرمرسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
سال ها بیهوده چون شمع مزار بی کسانآتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم
گر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آنسال ها بیهوده چون شمع مزار بی کسان
سوختیم و پرتو ما مجلسی روشن نکرد
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرددر ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشندیاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد
به نگاهی دل غمدیده ما شاد نکرد
شبکی به کنج خلوت اگرم دهی اجازتدلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
در رفتن جان از بدن گویند هم نوعی سخنشبکی به کنج خلوت اگرم دهی اجازت
بمکم چنان لبت را که درو سخن نماند
درد دارد که خودت علت لبخند شویدر رفتن جان از بدن گویند هم نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
ده روز مهر گردون افسانه است و افسوندرد دارد که خودت علت لبخند شوی
و دلت در همه حالات پر از غم باشد
اهل معنی همه از حالت من حیرانندده روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
(اگر درست یادم باشه)
من اشک نخواهم ریخت،این بغض خدادادیستاهل معنی همه از حالت من حیرانند
بس که حیرتزدهی صورت زیبای توام
من اشک نخواهم ریخت،این بغض خدادادیست
عادت به خودم دارم،افسردگیام عادیست

تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلمتا چشم سیاه تو مرا جوهر شعر است
سهم تو به غیر از غزل ناب دلم نیست
مثل کوری که به زیبایی دنیا دل بستتا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم
مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیشمثل کوری که به زیبایی دنیا دل بست
دل من پیش کسی ماند که مال من نیست
راهت چرا همیشه به "دل" ختم میشود؟تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کردراهت چرا همیشه به "دل" ختم میشود؟
دلگیر و دلشکسته و دلتنگ و دلخوری

دامن مکش به ناز که هجران کشیده امیاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد
تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند؟
