• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام
نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام

موی فر، چشمان عسل، ابرو قجر، گیسو کمان
آب قندم را بیاور، چَشمم سیاهی می‌رود
 
موی فر، چشمان عسل، ابرو قجر، گیسو کمان
آب قندم را بیاور، چَشمم سیاهی می‌رود
دلم خاک تو شد گو باش من خون می‌خورم باری
ز دست این دل خاکی به دست خون درم باری
 
  • لایک
امتیازات: Dern
  • لایک
امتیازات: Dern
می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتی
نیم باقیم‌انده هم، هر وقت فرصت داشتی

خانه‌ای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی
چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی
 
نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتی
نیم باقیم‌انده هم، هر وقت فرصت داشتی

خانه‌ای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی
چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
 
ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
 
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
روح من را مرگ شادش می‌کند، مادر ببخش
زعفران انداختن در چای من بی‌فایده‌ست
 
روح من را مرگ شادش می‌کند، مادر ببخش
زعفران انداختن در چای من بی‌فایده‌ست
تا خاک مرا به قالب آمیخته‌اند/
بس فتنه که از خاک برانگیخته‌اند
 
Back
بالا