مرحلهی بعد خستگی چیه؟ اونجای زندگیم
-شاملوبرف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشستهای بر بام!
پاکی آوردی ای امید سپید!
همه آلودگیست این ایام
راه شومیست میزند مطرب
تلخواریست میچکد در جام
اشکواریست میکُشد لبخند
ننگواریست میتراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار
نقش همرنگ میزند رسام
مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام
ره به هموارجای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام
تشنه آنجا به خاک مرگ نشست
کآتش از آب میکند پیغام
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفتهایم از کام
خام سوزیم، الغرض، بدرود
تو فرود آی، برف تازه، سلام!
...وقتی بهترین عطر بوی خون آدمه
قانون میگه بیرحمی رو مرسوم بدونم
و بعد باس پاک و معصوم بمونم
این یه حرف حقه یا یه طنز تلخه
از یه مغز بسته که فکر نفع و نفته
ستم کارا فقط به غارت بردنو
ستم دیدهها توی حقارت مردنو
و تیکههای تو رو با شوق میبُرن
با نهایت میل با قاشق میخورن
ولی چرا تو آرزو رو توی سینه کشتی
فکرت اینه که تو همیشه زین به پشتی؟
خدا دیر گیره ولی شیر گیره
یه روزیم سر ستم به زیر تیغ میره



امتیازات: Saghii