• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت
Saghii

بانگ‌ها ارسال‌ها اطلاعات شخصی

  • مادام سینمای ایران در یکی از مصاحبه‌هاش گفت "ایرانیان سخت می‌خندند و مانند خارجیان نیستند که اگر یک نفر زمین بیافتد غش غش بخندند"
    من فکر می‌کنم ما سخت می‌خندیم چون به ساده به دست آمدن هیچ چیزی عادت نداریم
    تنت جمهوری مطلق، لبت اصل دموکراسی
    دروغ مرد شاعر را تو باید خوب بشناسی

    تو حزب‌الله لبنانی و چشمان تو بیروت است
    تمام پاچه‌گیری‌ها به سگ‌های تو مربوط است

    به ثبت رسمی محضر تو قطعاً معتبر هستی
    فلسطین تو خواهم شد اگر اشغالگر هستی

    تو مثل فتح خرمشهر، تو شوق بوسه‌ای پنهان
    تویی خوشحالی بعد از شکست حصر آبادان

    هوای داغ بندرکش، تو با من توی لنگرگاه
    شروع فتنه‌ای تازه از آغوش تو، بسم الله…

    -ناصر ندیمی
    شعر مناسبتی*
    داشتم فکر می‌کردم واقعا نمی‌دونم کی از این "فوتبال" دور شدم
    فقط می‌دونم هنوز از رامین که عشق تیم اونا شد ناراحتم
    "یه نمه از ادمی‌زاد وحشی‌ترن و همه مادرزادی جنگ بلدن"
    -گم‌گورا، شایع
    امیر ایزد اعلام ورشکستگی کرد. استودیو کومان بسته شد. و احتمالا همه‌ی یوتوبرا به زودی درگیر همین چیزا بشن اگه الردی نشده باشن. حس می‌کنم دارم قسمت آخر اون سریالی رو می‌بینم که با همشون زندگی کردم‌. امیدوارم زندگی خیلی سخت نگذره بهشون.
    "تام هالند و زندایا ازدواج کردن"
    چی؟ یادم نبود زندگی هنوز اونور دنیا جریان داره
    "چشمه و سراب خود را بپذیرند و روند
    ما همینیم، همگان دره‌ی یک کوه سهند"
    -جدال
    می‌گن سخت‌ترین بخش دوازدهم کنکوره
    به نظرم اون فقط یکی از بخشای سختشه
    بیشتر انگار زندگی کنار کنکوری بودن سخته
    تجربه کردن همه‌ی اینا کنار برچسب کنکوری سخته
    فکر دور شدن از این ادم‌ها تا چند وقت دیگه سخته
    فکر خداحافظی از این ساختمون سخته
    "اخرین" بودن این روزهای پشت نیمکت، این زنگ تفریح‌ها و خنده‌هایی که به زور نگهشون می‌داریم سخته
    و همه‌ی اینا وقتی سخت‌تره که ازت بخوان بهشون فکر نکنی
    به اینا و به خون‌های روی برف و به پروازی که نصفه شب رفت فکر نکنی
    چون دقیقا در همین لحظه‌ی کنونی باید تمرکز کنی و برای اینده‌ای که خیلی وقت پیش اشهدشو خواندی تلاش کنی
    Saghii
    Saghii
    یه مدتیه دیگه فقط از خودم بدم نمیاد
    از خودم شرمگین‌ام
    از ظواهر خارجی‌ای که بقیه باید ببینن شرمگینم
    شاید برای همینه می‌گن پایان شب سیه سفید است...
    برف نو، سلام، سلام!
    بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام!
    پاکی آوردی ای امید سپید!
    همه آلودگی‌ست این ایام
    راه شومی‌ست می‌زند مطرب
    تلخ‌واری‌‌ست می‌چکد در جام
    اشک‌واری‌ست می‌کُشد لبخند
    ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام
    شنبه چون جمعه، پار چون پیرار
    نقش همرنگ می‌زند رسام
    مرغ شادی به دامگاه آمد
    به زمانی که برگسیخته دام
    ره به هموارجای دشت افتاد
    ای دریغا که بر نیاید گام
    تشنه آنجا به خاک مرگ نشست
    کآتش از آب می‌کند پیغام
    کام ما حاصل آن زمان آمد
    که طمع بر گرفته‌ایم از کام
    خام سوزیم، الغرض، بدرود
    تو فرود آی، برف تازه، سلام!
    -شاملو
    Hamachi dorost mishe
    وقتی بهترین عطر بوی خون آدمه

    قانون می‌گه بی‌رحمی رو مرسوم بدونم
    و بعد باس پاک و معصوم بمونم

    این یه حرف حقه یا یه طنز تلخه
    از یه مغز بسته که فکر نفع و نفته

    ستم کارا فقط به غارت بردنو
    ستم دیده‌ها توی حقارت مردنو

    و تیکه‌های تو رو با شوق می‌بُرن
    با نهایت میل با قاشق می‌خورن

    ولی چرا تو آرزو رو توی سینه کشتی
    فکرت اینه که تو همیشه زین به پشتی؟

    خدا دیر گیره ولی شیر گیره
    یه روزیم سر ستم به زیر تیغ می‌ره
    ...
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
Back
بالا