• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نان بی تو مرا زهر است نه نان
هم نان منی هم آب منی
یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی به من دلشده ی حیران کن

با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچه از کرم و لطف تو زیبد آن کن
 
یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی به من دلشده ی حیران کن

با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچه از کرم و لطف تو زیبد آن کن
نان بی تو مرا...:-"
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 
نان بی تو مرا...:-"
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
دل خسته هلالی، چو بسوختی حذر کن
که مباد از آتش او برسد بتو شراره
 
از دوست به یادگار دردی دارم
که ان درد به صد هزار درمان ندهم
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو
کردغزل و عاطفه و روح هنرمندش را

ادامه ی شعری قبلی بود که گفتم:sweet_smile:
 
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو
کردغزل و عاطفه و روح هنرمندش را

ادامه ی شعری قبلی بود که گفتم:sweet_smile:
امروز سینه ام ز غمت لب به لب شده
فردا دو چشمه زان غم انبوه می جهد
 
قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش ا
 
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش ا
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
 
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من
 
Back
بالا