مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • لایک
امتیازات: s@rah
  • لایک
امتیازات: s@rah
  • لایک
امتیازات: s@rah
خاک ما را نیست معماری که آبادش کند
از صفا و صلح و شادی راست بنیادش کند
گرم بیایی و پرسی چه بردی اندر خاک
ز خاک نعره برآرم که آرزوی تورا
 
گرم بیایی و پرسی چه بردی اندر خاک
ز خاک نعره برآرم که آرزوی تورا
خاک ما را خاک خواندن ناصواب است و خطاست
بایدش خاکستری خواندن که غرق آتش است
 
  • لایک
امتیازات: s@rah
خاک ما را خاک خواندن ناصواب است و خطاست
بایدش خاکستری خواندن که غرق آتش است
آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
 
دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد
و اندر آن دایره سرگشته‌ی پابرجا بود
عاقلان نقطه‌ی پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
 
عاقلان نقطه‌ی پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
در دایره‌ی قسمت ما نقطه‌ی تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
 
در دایره‌ی قسمت ما نقطه‌ی تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
من همه در حکم توام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی
 
من همه در حکم توام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی
هرسو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فر
خندان و رقصان چون شکر ز انا الیه راجعون
 
هرسو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فر
خندان و رقصان چون شکر ز انا الیه راجعون
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 
ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟
تاب قهر تو نیاریم خدایا زنهار
در

در زدم، در وا نکرد، از درز در دیدم که اوست
میزبان را از جواب پشت در باید شناخت
 
Back
بالا