• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
رفتیم صفحه‌ی سوم! =)

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
انشالله صفحه پنجم

شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
 
انشالله صفحه پنجم

شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
شهری‌ست پر ظریفان وز هر طرف نگاری
یاران صلای عشق است گر می‌کنید کاری
 
دل می‌رود ز دستم، صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود
گو نفسی که روح را می‌کنم از پیش روان
 
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود
گو نفسی که روح را می‌کنم از پیش روان
ناله‌ای کن که در این تیره‌ شب غم نرود
شاید این درد دل از سینه‌ی محرم نرود
 
ناله‌ای کن که در این تیره‌ شب غم نرود
شاید این درد دل از سینه‌ی محرم نرود
در راه عشق مرحله‌ی قرب و بعد نیست
می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت
 
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
الان نزدیکه بریم صفحه سوم

در هوای عشق تو، دل به تمنّا خوش است
گرچه دوری ز من و، یاد تو با ما خوش است
 
الان نزدیکه بریم صفحه سوم

در هوای عشق تو، دل به تمنّا خوش است
گرچه دوری ز من و، یاد تو با ما خوش است
تاب بنفشه می‌دهد طره مشک‌سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
 
تا به خاک پای او روزی نمی‌رسم ز شوق
از زمین به آسمان، دست دعا بلند است
و بود اما ت هم خوبه =‌))


تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
 
Back
بالا