- ارسالها
- 231
- امتیاز
- 15,027
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان امین
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 1403
دل بر دل او نهادم از شوق وصالمرا بخندان ای مرا بگریان ای که مرده ایست قلیل
کسی که حاضر نیست نه شادمان شود نه سوگوار شود
هم عاقبت آبگینه بر سنگ زدم
دل بر دل او نهادم از شوق وصالمرا بخندان ای مرا بگریان ای که مرده ایست قلیل
کسی که حاضر نیست نه شادمان شود نه سوگوار شود
آن یار که بی نظیر و بی مانند استنه شکوفه ای، نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
همه حیرتم که دهقان، به چه کار کشت ما را
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شدآن یار که بی نظیر و بی مانند است
عقل و دل و جان به عشق او در بند است
در یک نظر از مقام عالی جان را
بر خاک نشاند و جان بدین خرسند است
در جستن آن نگار پر کینه و جنگتا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد
گر چشمه زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنویدر هجوم بی کسی
با ان همه دلواپسی
وسعت تنهایی دل را
دو چندان کردو رفت...
یا رب این آتش که در جان من استشادی ندارد آنکه ندارد به دل غمی
آن را که نيست عالم غم، نيست عالمی
لاف از سخن چو در توان زدیا رب این آتش که در جان من است
سرد کن آن سان که کردی بر خلیل
نقش پای رفتگان هموار سازد راه رادرديست غير مردن، کان را دوا نباشد
پس من چگونه گويم، کاين درد را دوا کن؟
