• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع 11300
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در دلم غوغاست، اما رازداری بهتر است
چشم می‌دوزم به دَر، امیدواری بهتر است
استکان دیگری را لب به لب پرمی‌کنم
خواب مستی لااقل از هوشیاری بهتر است
 
آن روز که همه دنبال چشمان زیبا هستند...:)
تو به دنبال نگاه زیبا باش:)
 
آدم هایی ک محبت میکنند کم یابند...:)
آدم هایی که قدر محبتو میدانند نایاب...
 
حالم بد نیستاااا...:)
ولی انگار پرم از حال بدم...:)
 
اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من
چه کنم...؟

@siba ادامه لطفا:)
 
گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی گم بشوم.
از خودم می گریزم؛ از خودم که همیشه مایه ی آزار خودم بوده ام. از خودم که نمیدانم چه می کنم و چه می خواهم.
 
مشاور: اگه قراره گند بزنی، بهتره به خاطرش حرص نخوری. حداقل قبل از اینکه به خاطر گند زدنت ناراحت باشی، اوقات خوشی رو بگذرون.



مشاورمون رو دوست دارم خیلی رکه:))
 
فاصله زخم شده بر دلم از بی خبری
به کجا می رسد این کوچه های در به دری
یا که باید نفست در دل خود حبس کنم
یا که در خواب من آیی و مرا هم ببری
 
می‌خواهم بخوابم. می‌خواهم لای موج‌های گرم دریای جنوب که الان در تاریکی روی هم می‌لغزند بخوابم و فراموش کنم روزگاری آدم بوده‌ام.
 
شب که از راه میرسه
غربتم باهاش میاد
من غمای کهنه مو بر میدارم
که توی میخونه ها جا بذارم
می بینم یکی میاد از میخونه
زیر لب مستونه آواز میخونه
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
 
بیا قمار بازی کنیم
تو بخند
من دنیامو ببازم...
 
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
ما که می‌میریم در هذالسنه
تو نگفتی می کنیم امشب الو؟
تو نگفتی می خوریم امشب پلو ؟
نه پلو دیدیم امشب نه چلو
سخت افتادیم اندر منگنه
این اطاق ما شده چون زمهریر
باد می آید ز هر سو چون سفیر
من ز سرما می‌زنم امشب نفیر
میدوم از میسره بر میمنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
اغنیا مرغ و مسما می‌خورند
با غذا کنیاک و شامپا میخورند
منزل ما جمله سرما می‌خورند
خانه‌ی ما بدتر است از گردنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
اندرین سرمای سخت شهر ری
اغنیا پیش بخاری مست می
ای خداوند کریم فرد و حی
داد ما گیر از فلان السلطنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
خانباجی می‌گفت با آقا جلال
یک قران دارم من از مال حلال
می‌خرم بهر شما امشب زغال
حیف افتاد آن قران در روزنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
می خورد هرشب جناب مستطاب
ماهی و قرقاول و جوجه کباب
ما برای نان جو در انقلاب
وای اگر ممتد شود این دامنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
تخم مرغ و روغن و چوب سفید
با پیاز و نان گر امشب می رسید
می نمودم(اشکنه)امشب ترید
حیف ممکن نیست پول اشکنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
گر رویم اندر سرای اغنیا
از برای لقمه نانی بی ریا
قاپچی گوید که گم شو بی حیا
می درد ما را چو شیر ارژنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه
نیست اصلاً فکر اطفال فقیر
نه وکیل و نه وزیر و نه امیر
ای خدا ! داد فقیران را بگیر
سیر را نبود خبر از گرسنه
اخ عجب سرماست امشب ای ننه...
 
Back
بالا