• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خودکشی !

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع lonelygirl
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : خودکشی !

به نقل از 丹nah!tā :
کسی که از زندگیش خسته میشه حتما مشکل روحی داره و این مشکل روحی مثه همه ی بیماریای دیگه مهمه و باید حل شه و آدمای عادی هم نمیتونن حل کنن. حتی ممکنه خرابترش هم بکنن
به نظرم یه همچین فردی باید پیش روانپزشک بره
این که بهش بگیم نگاه کن چقد مفیدی و چه نعمتایی داری و فلان، زیاد فایده نداره
کسی که به این مرحله رسیده نسبت به همه ی اینا بی تفاوت و بی اهمیته. پس یاداوریشون کمک چندانی نمیکنه
راهش روانپزشکهانقد ساده قضاوت نکنید
کسی که به خودکشی فک میکنه تو یه شرایط خاص روحیه که زندگی از نظرش زجرآوره و تو حالت نرمال روحی نیس
تا وقتی که با کفشای کسی راه نرفتین نمیتونین راجبش قضاوت کنین :)

به نظرشما یه همچین شخصی حاضر میشه پیش روانپزشک بره؟!
هر کسی شرایط سخت زندگی خودشو داره...قبول دارم نباید قضاوت کرد ولی به هر حال تحت هیچ شرایطی خودکشی راه مناسب نیست.حتما یه چیزی هست که خود کشی گناه کبیره ست.
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از .:LORD:. :
به نظرشما یه همچین شخصی حاضر میشه پیش روانپزشک بره؟!
هر کسی شرایط سخت زندگی خودشو داره...قبول دارم نباید قضاوت کرد ولی به هر حال تحت هیچ شرایطی خودکشی راه مناسب نیست.حتما یه چیزی هست که خود کشی گناه کبیره ست.
شاید راضی شه شایدم نشه. بستگی به خودش داره
به هر حال حتی اینکه اونُ به زور پیش روانپزشک ببریم بهتر از اینه ک دیگران با برخوردای حساب نشده و ناشیانه همه چیز رو خرابتر کنن :)
@پایینی: اتفاقا احتمال این که به روانپزشک مراجعه کنه کم نیس. طرف که بچه نیست و با خودش لج نداره. خودشم میخواد از این زجر خلاص شه و به راه های خلاص شدن از رنج هاش فکر میکنه. خودکشی هم یکی از گزینه هاشه برای رهایی از درداش
البته برای اونایی که سختی و درد ندارن و صرفا فقط به پوچی رسیدن شاید این صادق نباشه. به زور بردن هم این نیس که کشون کشون ببریمشون. میتونیم با روانپزشک راجبش صحبت کنیم و روانپزشک یه سری راهکار بده که باعث شه خود طرف که از اول نمیخواسته بره پیش روانپزشک، کم کم مشتاق شه برای اینکار
این نظر منه البته:)

ضمنا منُ شمایی که از بیرون داریم قضیه رو میبینیم میگیم خودکشی غلطه
اما کسی که تو یه شرایط خاص و بده، متفاوت فکر میکنه
درکل خودکشی رو تایید نمیکنم. ولی نمیشه کسی که تو شرایط سخت قرار داره و دست به خودکشی میزنه رو ضعیف دونست یا متهم کرد
هرکسی رو باید با توجه به شرایطش سنجید
 
پاسخ : خودکشی !

ببینید دوستان من هم میدونم تو یه همچین شرایطی بهترین راه حل روانپزشکه ولی همونطور که lordگفت کسی تو همچین شرایطی به روانپزشک مراجعه نمیکنه اگه به اجبار هم ببریمش احساس میکنه که دیگران هم باهاش لج دارن یا به نظراتش اهمیت نمیدن



نظر من اینه که اطرافیان اون شخص وظیفه دارن خوبیهای زندگی رو نشونش بدن ایـــــضا عزیز من قصد نداشتم که همچین کاری رو انجام بدم چون میدونم این از منی که نسبت به تو و زندگیت شناختی ندارم بر نمیاد اما امیدوارم با خوندن نظرات بچه ها در مورد کاری که تصمیمشو داری از کارت یا به قول خودت بازیت پشیمون بشی

امیدوارم...
...
...
...تو همه ی زندگیت موفق باشی مخصوصا تو تصمیم گیری های بزرگ زندگیت
 
پاسخ : خودکشی !

ببخشید من نمی تونم 24 صفحه ی قبل رو بخونم. فقط دو سه چیز به ذهنم میرسه برای اونایی که قصدخودکشی دارن:
یکی از بچه های مدرسه ی ما پارسال خودکشی کرد... متاسفانه منجر به مرگش هم شد! بعد دوستاش، خانوادش و حتی من که آشنایی کمی باهاش داشتم تا 2 هفته دپرس بودیم!حالا با خودت فک نکنی بگی اگه منم خودکشی کنم همه به ارزشم پی میبرن... همه میگفتن آخی بیچاره... شاید دیوانه بوده یکی میگفت عاشق بوده دختره جوابشو نداده... یکی میگفت پول میخواسته مامان باباش بهش ندادن... (اگه دختر بود که دیگه خودتون ببینید چی میگفتن...) ینی هرکسی یه شایعه دنبتالش مینداخت!
بیچاره خودشم تو آخرین لحظات پشیمون شده بوده ولی چه فایده...(اگه جزئیات خواستید ، تو پ.خ بپرسید)
خلاصه اینکه مشکلات همیشه هستن، میفهمم یه وقت میرسه که از همه چی میبری... احساس می کنی هیچکی نیست که درکت کنه...به خدا میفهمم، ولی عیب نداره این شرایطو تحمل کن... قوی باش! همین هم مدرسه ای ما مدت ها تصمیم خودکشی داشته ولی یه وقتایی هست این حس تشدید میشه مهم اینه که اونوقت بتونی خودتو کنترل کنی! مثلا" همین هم مدرسه ای ما میدونی کی خودکشی کرد؟! وقتی که برف میبارید (هوای دلتنگ)، شب بود، پدر و مادرش مطب( نمی دونم شایدم بیمارستان ) بودن.... خودش تنها تو خونه در حالی که هم سن و سالهاش بیرون داشتن بازی میکردن...!
نکته ی آخر که از پدرش شنیدم : تو هر شرایطی و در هر درجه ای از ایمان هیچوقت نذارید ارتباطتون با خدا قطع شه!

پ.ن: به شخصه حاضرم با هرکسی که قصد خودکشی داره، صحبت کنم! :)
 
پاسخ : خودکشی !

ب شخصه خوشحالم اگر خودکشی بخوام بکنمم لحظه ای ب فکری ک مردم بعدش راجع بهم میکنن فکر نمیکنم :)
الان ک دیگه نمیخوام برم...اما زمانی ک میخواستم برم...مطمئن بودم از اینا خارج نبود حرفاشون
1-طرف فلسفه خوند دیوونه شد...!
2-باو این احمق بود اصلا...جدی تعادل روانی نداشت...
3-احمق زندگیش رو پای ی دختر گذاشت دختر هم محل سگ بش نداد و رفت و اینم خودکشی کرد!
4-خوشی زده بود زیر دلش...
5-شنیدم خرخون بوده اما چون خنگ بوده نتیجه نمیگرفته وا3 همین رفته

مردم چ باشی چ بری زرشون رو میزنن =)) =)) :|..گور باباشون...خودکشی هم میخوای بکنی وا3 خودت کن نه دهن مردم
 
پاسخ : خودکشی !

خودکشی...لغتش یه جوریه که ادم ممکنه زیر لب چند بار با خودش زمزمه کنه..بدون این که به معنیش فکر کنه
خیلی دوست دارم بدونم کسی که میخواد خودکشی کنه،اگه یه هفته وقت بذاره و پیش بچه های سرطانی بره،یا خانه سالمندان..یا خیلی جاهایی که ادم در شرایط عادی نمیره...بازم این کاروم میکنه یا نه
بعضی از کسایی که خودکشی میکنن..یادشون میره که همیشه یه "تر" تو دنیا هست....بدتر...زشت تر....بی پناه تر...
نباید گذاشت که یه سری چیزا برای ادم عادی شه
مثله خودکشی..این که یه بار دست به این عمل زدی و نشد،چند تاحس بهت میده..ممکنه دفعه بعدی نشه...اونقدام که فکر میکردم سخت نبود..!
این باعث میشه دفعه بعدی با جرئت بیشتری جلو بری...
ولی بگیم که این قضیه اتفاق افتاد...که چی ؟
حالا مردی...از درد و عذاب فکر کردی رها میشی ؟
از اون پوچی در میای؟
بقیه برات غصه میخورن ؟
تو دیگه زندگی نمیکنی و این راضیت میکنه ؟
خوب که چی بشه ؟
مگه میدونیم بعدش چی در انتظارمونه که به بدون هیچ پشتوانه و امیدی تو این دنیا خودمونو تسلیمش کنیم ؟
خواهره ادم بزرگ میشه...مادر ادم پیر میشه...برادر ادم بزرگ میشه...
و در تمام این ها یک چیز مشترکه..."زندگی در جریانه"...این وسط...بزرگترین ظلم در حق کسی انجام شده که خودش..خودش رو کشت...
چون خیلی از "بقیه" ها هستن...که بالاخره با این موضوع کنار میان...
ولی کسی که "خودکشی" کرده..بدون اطمینان از شرایطی که درش پا میذاره...تمام پل های پشت سرش رو خراب کرده :|
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از H.E :
خودکشی...لغتش یه جوریه که ادم ممکنه زیر لب چند بار با خودش زمزمه کنه..بدون این که به معنیش فکر کنه
خیلی دوست دارم بدونم کسی که میخواد خودکشی کنه،اگه یه هفته وقت بذاره و پیش بچه های سرطانی بره،یا خانه سالمندان..یا خیلی جاهایی که ادم در شرایط عادی نمیره...بازم این کاروم میکنه یا نه
بعضی از کسایی که خودکشی میکنن..یادشون میره که همیشه یه "تر" تو دنیا هست....بدتر...زشت تر....بی پناه تر...
نباید گذاشت که یه سری چیزا برای ادم عادی شه
مثله خودکشی..این که یه بار دست به این عمل زدی و نشد،چند تاحس بهت میده..ممکنه دفعه بعدی نشه...اونقدام که فکر میکردم سخت نبود..!
این باعث میشه دفعه بعدی با جرئت بیشتری جلو بری...
ولی بگیم که این قضیه اتفاق افتاد...که چی ؟
حالا مردی...از درد و عذاب فکر کردی رها میشی ؟
از اون پوچی در میای؟
بقیه برات غصه میخورن ؟
تو دیگه زندگی نمیکنی و این راضیت میکنه ؟
خوب که چی بشه ؟
مگه میدونیم بعدش چی در انتظارمونه که به بدون هیچ پشتوانه و امیدی تو این دنیا خودمونو تسلیمش کنیم ؟
خواهره ادم بزرگ میشه...مادر ادم پیر میشه...برادر ادم بزرگ میشه...
و در تمام این ها یک چیز مشترکه..."زندگی در جریانه"...این وسط...بزرگترین ظلم در حق کسی انجام شده که خودش..خودش رو کشت...
چون خیلی از "بقیه" ها هستن...که بالاخره با این موضوع کنار میان...
ولی کسی که "خودکشی" کرده..بدون اطمینان از شرایطی که درش پا میذاره...تمام پل های پشت سرش رو خراب کرده :|
دیسلایک شدید!!...
یعنی با تمام قوا دیسلایک!!...

بچه ها این حرفتون توهین ب شعور مخاطب هست...یعنی چی ک"تو ک سالمی و سلامتی داری و مثلا وضع زندگیت هم خوبه و اینا زندگی کن...حتی شده بدون انگیزه زندگی کن...تا اون بچه ی فقیر یا بچه ی معلول ک شرایط تو رو نداره بش ظلم نشده باشه" :| :| :| :| :| :|
چرا الکی خلط مبحث میکنین دوستان؟؟؟ X-( :-<
اصلا ربطی ندارن ب هم...غضنفر اینجوریه...دلیل میشه پوریا کاری کنه؟؟؟؟؟
واقعا انگار هنوز فرق"چگونگی" و "چرایی"رو نفهمیدین...
اون بچه چگونگی رو نداره...من ک چگونگی رو دارم خب چرایی زندگی رو ندارم...
دوستان...چگونگی خوب نمیتواند یک چرایی قوی باشد!
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از حالا من ماندم و من! :
دیسلایک شدید!!...
یعنی با تمام قوا دیسلایک!!...

بچه ها این حرفتون توهین ب شعور مخاطب هست...یعنی چی ک"تو ک سالمی و سلامتی داری و مثلا وضع زندگیت هم خوبه و اینا زندگی کن...حتی شده بدون انگیزه زندگی کن...تا اون بچه ی فقیر یا بچه ی معلول ک شرایط تو رو نداره بش ظلم نشده باشه" :| :| :| :| :| :|
چرا الکی خلط مبحث میکنین دوستان؟؟؟ X-( :-<
اصلا ربطی ندارن ب هم...غضنفر اینجوریه...دلیل میشه پوریا کاری کنه؟؟؟؟؟
واقعا انگار هنوز فرق"چگونگی" و "چرایی"رو نفهمیدین...
اون بچه چگونگی رو نداره...من ک چگونگی رو دارم خب چرایی زندگی رو ندارم...
دوستان...چگونگی خوب نمیتواند یک چرایی قوی باشد!
من قصدم توهین به شعور مخاطب نبود !
ولی خیلی وقتا باید یه انگیزه ای برای این که دنبال چرایی زندگی باشی وجود داشته باشه...
در درجه اول میتونه این انگیزه..این باشه که واقعا این چگونگی زندگی که داری حقته ؟ما در برابر چگونگی زندگیمون مسوولیت داریم !
در برابر سلامتی که داریم مسوولیت داریم !در برابر امکاناتی که در اختیارمونه مسوولیت داریم...
خیلی از ماها چگونگی زندگیم رو حق خودمون میدونم !اگه این چگونگی نبود چی ؟
اونجا بهمون یاداوری میشه که که خیلی ها بودن که میتونستن این چگونگی رو داشته باشن...ولی ندارن...
ولی ما بخشی از اون چگونگی رو داریم...اگه کسی با علم به این موضوعات و مسوولیتی که در قبال خیلی ها داره خودکشی میکنه حرفی نیست..ولی حداقل این علم رو کسب کنه..بعد...
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از H.E :
من قصدم توهین به شعور مخاطب نبود !
ولی خیلی وقتا باید یه انگیزه ای برای این که دنبال چرایی زندگی باشی وجود داشته باشه...
در درجه اول میتونه این انگیزه..این باشه که واقعا این چگونگی زندگی که داری حقته ؟ما در برابر چگونگی زندگیمون مسوولیت داریم !
در برابر سلامتی که داریم مسوولیت داریم !در برابر امکاناتی که در اختیارمونه مسوولیت داریم...
خیلی از ماها چگونگی زندگیم رو حق خودمون میدونم !اگه این چگونگی نبود چی ؟
اونجا بهمون یاداوری میشه که که خیلی ها بودن که میتونستن این چگونگی رو داشته باشن...ولی ندارن...
ولی ما بخشی از اون چگونگی رو داریم...اگه کسی با علم به این موضوعات و مسوولیتی که در قبال خیلی ها داره خودکشی میکنه حرفی نیست..ولی حداقل این علم رو کسب کنه..بعد...
این عینا حرفی بود ک قبلا با دوستان حرفیدیم راجع بش...
من انتخاب کردم ب این دنیا آمدن را؟...اصلا با هر شرایطی ک تو بگی...باز آیا من انتخاب کردم؟...
خیر...
چون من انتخاب نکردم...یجورایی توفیق اجباری هست...
و بنده در قبال توفیق اجباری مسئول نیستم :)
چگونگی رو من بر حسب اتفاق دارم و دیگری نه...
مگر نمیگویید خدا؟...آن خدا برای من این را گذاشته ب عنوان ابزار امتحان برای او چیزی دیگر را...هیچ ربطی ندارن ب هم ب نظرم...

درست میگی...تند رفتم...احتمالا تو قصدت خلط مبحث نبود...ولی در هر حال چیزی بود ک من حس کردم
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از حالا من ماندم و من! :
این عینا حرفی بود ک قبلا با دوستان حرفیدیم راجع بش...
من انتخاب کردم ب این دنیا آمدن را؟...اصلا با هر شرایطی ک تو بگی...باز آیا من انتخاب کردم؟...
خیر...
چون من انتخاب نکردم...یجورایی توفیق اجباری هست...
و بنده در قبال توفیق اجباری مسئول نیستم :)
چگونگی رو من بر حسب اتفاق دارم و دیگری نه...
مگر نمیگویید خدا؟...آن خدا برای من این را گذاشته ب عنوان ابزار امتحان برای او چیزی دیگر را...هیچ ربطی ندارن ب هم ب نظرم...

درست میگی...تند رفتم...احتمالا تو قصدت خلط مبحث نبود...ولی در هر حال چیزی بود ک من حس کردم
بله خوب..تند رفتید..احساسات کاملا تو نوشته هاتون معلوم بود..ولی چون نمیدونم دقیقا دلیلش چیه خیلی حساس نکردم موضوع رو :دی

واقعا در مورد این اجباری بودن زندگی بحثه...نمیدونم از نظره دینی چجوری هستید..ولی یه موضوعی هست به نام جهان "ذر"..طبقه این موضوع گفته میشه که انسان خودش اتفاقاتی که در طول زندگیش در این جهان میفته رو دیده و اون رو به عنوان زندگیش پذیرفته و امضا کرده...و اون دوران از ذهن همه پاک شده..اگر واقعا این موضوع درست باشه که خیلی ها با استناد به این که بعضی از وقایعی که تو زندگیتون میبینید و اشناس به این دلیله و غیره...میگن درسته..دیگه موضوع اجباری بودن زندگی منتفی میشه...
منم در جایگاهی نیستم که بگم این موضوع واقعا هست یا بیخوام قانعتون کنم..چون ما همه مون یه سری علامت سوالای بزرگ تو ذهنمون هست..ولی باید این رو در نظر بگیریم که با این اطلاعات کمی که ما داریم،همه چیز اونجوری که میبینیم نیست..حتی اجباری که در زندگی کردن برای همه ما وجود داره !
 
Back
بالا