• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خودکشی !

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع lonelygirl
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : خودکشی !

به نقل از H.E :
بله خوب..تند رفتید..احساست کاملا تو نوشته هاتون معلوم بود..ولی چون نمیدونم دقیقا دلیلش چیه خیلی حساس نکردم موضوع رو :دی

واقعا در مورد این اجباری بودن زندگی بحثه...نمیدونم از نظره دینی چجوری هستید..ولی یه موضوعی هست به نام جهان "ذر"..طبقه این موضوع گفته میشه که انسان خودش اتفاقاتی که در طول زندگیش در این جهان میفته رو دیده و اون رو به عنوان زندگیش پذیرفته و امضا کرده...و اون دوران از ذهن همه پاک شده..اگر واقعا این موضوع درست باشه که خیلی ها با استناد به این که بعضی از وقایعی که تو زندگیتون میبینید و اشناس به این دلیله و غیره...میگن درسته..دیگه موضوع اجباری بودن زندگی منتفی میشه...
منم در جایگاهی نیستم که بگم این موضوع واقعا هست یا بیخوام قانعتون کنم..چون ما همه مون یه سری علامت سوالای بزرگ تو ذهنمون هست..ولی باید این رو در نظر بگیریم که با این اطلاعات کمی که ما داریم،همه چیز اونجوری که میبینیم نیست..حتی اجباری که در زندگی کردن برای همه ما وجود داره !
باو اصلا من بابت ی قضیه ی دیگه اعصابم خرد بود! :-"پس کش پیدا نکنه دیگه!

عالم ذر ک میگید...
میدونید ک در اسلام دو بحث داریم...
1-اثبات
2-علم الهی
در دومی ک از دید من عالم ذر هم جزو آنست ما اثباتی نداریم...باید"بپذیریم"...
و بنده ب شخصی هیچ گزاره ای را بدون دلیل نمیپذیرم...
نه...من ب هیچ وجه عالم ذر رو قبول ندارم...
بحث الان عقیدتی نیست...اما مثلا ی سوال میکنم...
گفته میشه در عالم ذر از ما پرسیده میشه میخواید بیاید یا نه...خب من راهی ب نظرم نمیاد ک خدا بتونه هم سرنوشت ما رو برامون بگه و بعد هم ما تصمیم بگیریم...البته تزی ک دین در اینجا مطرح میکنه اینه ک ما همه چیزمون رو میدونیم و بعد از یادمون میبره خدا...
حالا سوال من اینه...
کسانی ک دست رد ب سینه ی خدا و این انتخاب زدند...
چرا از آنها حرفی زده نشده است؟ :)
حتی اگر شما جواب این شبهه رو هم بدید باز"کافی"میشود تز عالم ذر اما"لازم و دارای اثبات"نمیشود :)

واضح گفتم؟...
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از حالا من ماندم و من! :
باو اصلا من بابت ی قضیه ی دیگه اعصابم خرد بود! :-"پس کش پیدا نکنه دیگه!

عالم ذر ک میگید...
میدونید ک در اسلام دو بحث داریم...
1-اثبات
2-علم الهی
در دومی ک از دید من عالم ذر هم جزو آنست ما اثباتی نداریم...باید"بپذیریم"...
و بنده ب شخصی هیچ گزاره ای را بدون دلیل نمیپذیرم...
نه...من ب هیچ وجه عالم ذر رو قبول ندارم...
بحث الان عقیدتی نیست...اما مثلا ی سوال میکنم...
گفته میشه در عالم ذر از ما پرسیده میشه میخواید بیاید یا نه...خب من راهی ب نظرم نمیاد ک خدا بتونه هم سرنوشت ما رو برامون بگه و بعد هم ما تصمیم بگیریم...البته تزی ک دین در اینجا مطرح میکنه اینه ک ما همه چیزمون رو میدونیم و بعد از یادمون میبره خدا...
حالا سوال من اینه...
کسانی ک دست رد ب سینه ی خدا و این انتخاب زدند...
چرا از آنها حرفی زده نشده است؟ :)
حتی اگر شما جواب این شبهه رو هم بدید باز"کافی"میشود تز عالم ذر اما"لازم و دارای اثبات"نمیشود :)

واضح گفتم؟...
کاملا از طرز فکر و صحبتاتون میدونستم که این موضوع شمارو قانع نمیکنه..برای همین گفتم که من در جایگاهی نیستم که قانعتون کنم..چون به همون اثباتی که گفتید دسترسی ندارم..و علامت سوال های بزرگی وجود داره...ما نمیدونیم که کسایی که راضی نبودن...در عوض چه چیزی حاضر شدن که این زندگی رو قبول کنن..واقعا خیلی چیزا هست که نمیدونیم !...ولی در ادامه این رو هم گفتم که باید این موضوع رو در نظر گرفت که همیشه چیز هایی هست که ما اطالاعاتی در موردشون نداریم....برای همین نباید همه چیز رو مطلق ببینیم...مثل همین که زندگی برای ما اجباره !..چون در این زمینه ها واقعا اطلاعات ما کمه !
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از H.E :
کاملا از طرز فکر و صحبتاتون میدونستم که این موضوع شمارو قانع نمیکنه..برای همین گفتم که من در جایگاهی نیستم که قانعتون کنم..چون به همون اثباتی که گفتید دسترسی ندارم..و علامت سوال های بزرگی وجود داره...ما نمیدونیم که کسایی که راضی نبودن...در عوض چه چیزی حاضر شدن که این زندگی رو قبول کنن..واقعا خیلی چیزا هست که نمیدونیم !...ولی در ادامه این رو هم گفتم که باید این موضوع رو در نظر گرفت که همیشه چیز هایی هست که ما اطالاعاتی در موردشون نداریم....برای همین نباید همه چیز رو مطلق ببینیم...مثل همین که زندگی برای ما اجباره !..چون در این زمینه ها واقعا اطلاعات ما کمه !
حرف نزنیم چون شاید غلط باشه؟ :)
حرف نزنیم چون اطلاعاتمون کافی نیست؟ :)...
من در این زمینه کم کار نکردم...تا جایی ک من میدونم علمای اسلام هم ب جای"نشانه"ب ما"اطلاعات"میدهند...
نمیگویند ب این دلیل این گونه است...
میگویند حرف دین این است ک این گونه است :|
انسان هر لحظه باید عقیده داشته باشد :)...از دید من این غلطه ک بگیم"خب الان اطلاعاتم کافی نیست فعلا نمیدونم..."
و عقیده ی من اینه ک عالم ذر چیزی نیست قابل اثبات...پس من مختارم...و مسئول نیستم
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از ایــــــــــــــضاً :
مطمئن باش ب یِ جایی رسیدم که دیگه هیچی برام مهم نیس :| حتی اونی که دوسش داشتم...
خسته ام... با خوابم رفع نمیشه :|
همین الانم حرف پشت سرم زیاده..
آدم ضعیفی هستی
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از حالا من ماندم و من! :
حرف نزنیم چون شاید غلط باشه؟ :)
حرف نزنیم چون اطلاعاتمون کافی نیست؟ :)...
من در این زمینه کم کار نکردم...تا جایی ک من میدونم علمای اسلام هم ب جای"نشانه"ب ما"اطلاعات"میدهند...
نمیگویند ب این دلیل این گونه است...
میگویند حرف دین این است ک این گونه است :|
انسان هر لحظه باید عقیده داشته باشد :)...از دید من این غلطه ک بگیم"خب الان اطلاعاتم کافی نیست فعلا نمیدونم..."
و عقیده ی من اینه ک عالم ذر چیزی نیست قابل اثبات...پس من مختارم...و مسئول نیستم
من نمیگم حرف نزنیم..چون اطلاعاتمون کافی نیست و غیره..
میگم اثبات خیلی از مسائل نیاز به زمان داره...
همون طوری که خیلی از قوانین دنیا (علمی)بعد مدتی کامل یا عوض شدن در مورد مجهولات وجود انسان هم همین بحثه...
شاید تا 100 سال دیگه به هیچ پیشرفتی نرسیم...(علمی...نه دینی...) و شاید هم برسیم !
و درک این نکته که جون انسان ارزشه این رو داره که ادم به خاطر جواب هاش و مطلق نبودن و شاید هایی که به کامل شدن اطلاعات منجر میشه صبر کنه...نباید سخت باشه...
ولی کسی که به این موضوعات عالمه و این شاید هارو میدونه و نواقص اطلاعاتش رو ...انتخاب در مورد ادامه زندگیش یا نه رو حق خودش میدونه...ولی کسی باید این حق رو برای خودش قائل باشه که این چیز هارو میدونه !
به علاوه من در پست اول چند تا موضوع رو مطرح کردم که یکیش مفهوم مسوولیت بود...و یکی دیگه این بود که بعد خودکشی میخواید به چی برسید ؟مگه میدونید چی بعدش در انتظارتونه که خودتون رو در اون شرایط قرار میدید ؟
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از H.E :
من نمیگم حرف نزنیم..چون اطلاعاتمون کافی نیست و غیره..
میگم اثبات خیلی از مسائل نیاز به زمان داره...
همون طوری که خیلی از قوانین دنیا (علمی)بعد مدتی کامل یا عوض شدن در مورد مجهولات وجود انسان هم همین بحثه...
شاید تا 100 سال دیگه به هیچ پیشرفتی نرسیم...(علمی...نه دینی...) و شاید هم برسیم !
و درک این نکته که جون انسان ارزشه این رو داره که ادم به خاطر جواب هاش و مطلق نبودن و شاید هایی که به کامل شدن اطلاعات منجر میشه صبر کنه...نباید سخت باشه...
ولی کسی که به این موضوعات عالمه و این شاید هارو میدونه و نواقص اطلاعاتش رو ...انتخاب در مورد ادامه زندگیش یا نه رو حق خودش میدونه...ولی کسی باید این حق رو برای خودش قائل باشه که این چیز هارو میدونه !
به علاوه من در پست اول چند تا موضوع رو مطرح کردم که یکیش مفهوم مسوولیت بود...و یکی دیگه این بود که بعد خودکشی میخواید به چی برسید ؟مگه میدونید چی بعدش در انتظارتونه که خودتون رو در اون شرایط قرار میدید ؟
مگه بعدی هم وجود داره؟(من ب شخصه قصد خودکشی ندارم...دلیلش معاد نیست اما فلسفه ی معاد رو تا حدی تونستم اثبات کنم...علت غایی و...ولی باید این جنبه رو لحاظ کنیم ک معاد رو میشه برای کسی ک خدا رو منطقا رد کرده رد کرد...پس نمیتونیم پشتوانه ی حرفمون رو بذاریم معاد)
پس با این حساب علم امروز انسان ک عمل امروزش را میاورد...ب او میگوید عالم ذر در فلسفه و در فیزیک وجود نداشته...یا حداقل نمیدونیم وجود داشته یا نه و دلیلی بر وجودش نداریم(در حالی ک حتی تا حدی دلیل بر عدم وجودش داریم)...
میدونه؟...0و1 رو ک نمیخوای مطرح کنی احیانا؟...این کاملا غلطه...باز میرسیم ب اون جمله...صبر کنه و اون انسان و در این زندگی زجر بکشه تا اثباتی برای عالم ذر بیاید؟!؟ :o
از خودکشی میخواد ب چی برسه یک شخص؟...

دوستان اون تیکه ی رنج های ورتر جوان(با وجود اینکه کتاب بیش از فلسفه ب ادبیات پرداخته)خیلی بهتون کمک میکنه...الان دوباره میذارمش...
الان رفتم از صفحه ی 17 همین تاپیک کشیدمش بیرون :-"
در یک کلام...پایان زجر انسان...

"امان از دست شما جماعت عاقل.احساس زدگی!مستی!جنون!شما ادم های منزه و پاک خونسردید و بی اعتنا.و با همین خونسردی و بی اعتنایی مست را سرزنش میکنید و دیوانه را تحقیر.و مثل زاهد دامن میکشید و رد میشوید و مثل واعظ شکر میکنید که خداوند شما را مثل انها نیافریده است.من بیشتر از یکبار مست بوده ام و شوریدگی ام با جنون خیلی فاصله نداشته است و از هیچ کدام از این حالات هم پشیمان نبوده ام و با معیارهایی که دارم عمیقا فهمیده ام که مردم هر ادم فوق معمولی را که به کاری بزرگ و یا در ظاهر ناممکن دست زده از قدیم و ندیم با انگ مستی یا دیوانگی بدنام کرده اند.
و اما در زندگی عادی هم تحمل میخواهد که در واکنش به هر ازادمنشانه و نجیبانه و نامنتظری بشنوی این بابا مست است!دیوانه است!ای شما هوشیاران شرم کنید!شرم کنید ای شما فرزانگان!"

رنج های ورتر جوان...گوته
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از حالا من ماندم و من! :
مگه بعدی هم وجود داره؟(من ب شخصه قصد خودکشی ندارم...دلیلش معاد نیست اما فلسفه ی معاد رو تا حدی تونستم اثبات کنم...علت غایی و...ولی باید این جنبه رو لحاظ کنیم ک معاد رو میشه برای کسی ک خدا رو منطقا رد کرده رد کرد...پس نمیتونیم پشتوانه ی حرفمون رو بذاریم معاد)
پس با این حساب علم امروز انسان ک عمل امروزش را میاورد...ب او میگوید عالم ذر در فلسفه و در فیزیک وجود نداشته...یا حداقل نمیدونیم وجود داشته یا نه و دلیلی بر وجودش نداریم(در حالی ک حتی تا حدی دلیل بر عدم وجودش داریم)...
میدونه؟...0و1 رو ک نمیخوای مطرح کنی احیانا؟...این کاملا غلطه...باز میرسیم ب اون جمله...صبر کنه و اون انسان و در این زندگی زجر بکشه تا اثباتی برای عالم ذر بیاید؟!؟ :o
از خودکشی میخواد ب چی برسه یک شخص؟...

دوستان اون تیکه ی رنج های ورتر جوان(با وجود اینکه کتاب بیش از فلسفه ب ادبیات پرداخته)خیلی بهتون کمک میکنه...الان دوباره میذارمش...
الان رفتم از صفحه ی 17 همین تاپیک کشیدمش بیرون :-"
در یک کلام...پایان زجر انسان...

"امان از دست شما جماعت عاقل.احساس زدگی!مستی!جنون!شما ادم های منزه و پاک خونسردید و بی اعتنا.و با همین خونسردی و بی اعتنایی مست را سرزنش میکنید و دیوانه را تحقیر.و مثل زاهد دامن میکشید و رد میشوید و مثل واعظ شکر میکنید که خداوند شما را مثل انها نیافریده است.من بیشتر از یکبار مست بوده ام و شوریدگی ام با جنون خیلی فاصله نداشته است و از هیچ کدام از این حالات هم پشیمان نبوده ام و با معیارهایی که دارم عمیقا فهمیده ام که مردم هر ادم فوق معمولی را که به کاری بزرگ و یا در ظاهر ناممکن دست زده از قدیم و ندیم با انگ مستی یا دیوانگی بدنام کرده اند.
و اما در زندگی عادی هم تحمل میخواهد که در واکنش به هر ازادمنشانه و نجیبانه و نامنتظری بشنوی این بابا مست است!دیوانه است!ای شما هوشیاران شرم کنید!شرم کنید ای شما فرزانگان!"

رنج های ورتر جوان...گوته
با منطق میشه خیلی چیز هارو رد کرد..من جمله معاد...
ولی من سوالم از اون کسی که معاد رو رد میکنه اینه که پس بعد از نبودن در این جهان چه اتفاقی میفته ؟
نیستی مطلق ؟
پس کسی که خودکشی کرده حتی نمیتونه ارامش بعد از رهایی رو هم حس کنه ؟
متوجه میشید منظورم چیه ؟
هر وقت علم تونست به این سوالات که نظم موجود و این اجبار ها و انتخاب ها منبعش چیه جواب داد،به طور کل میشه ذر رو رد کرد...
خیلی از ما میدونیم که خیلی جاها علم و دین با هم تظاد دارن !حداقل در یکسری از مفهوم ها..ولی وقتی به مطلق میرسیم که یکی از جواب ها غلطه طرف مقابلش تونسته باشه یه جواب برای اون مطرح کرده باشه !
وگرنه هم چنان ...حتی ضعیف...اون نظریه وجود داره...

با معیارهایی که دارم عمیقا فهمیده ام که مردم هر ادم فوق معمولی را که به کاری بزرگ و یا در ظاهر ناممکن دست زده از قدیم و ندیم با انگ مستی یا دیوانگی بدنام کرده اند. اما در زندگی عادی هم تحمل میخواهد که در واکنش به هر ازادمنشانه و نجیبانه و نامنتظری بشنوی این بابا مست است!دیوانه است!ای شما هوشیاران شرم کنید!شرم کنید ای شما فرزانگان!
خیلی ها معتقدن که با شکوندن چیز هایی که برامون قانون شده میشه به شادمانی رسید !
و منم میگم اگه واقعا فکر می کنید این کار درسته...انجام بدید...ولی قبلش به اون مسائلی که گفتم جواب بدید !
هر وقت جوابی که گرفتید "مطلق" بود...بعد در مورد "زندگی کردن یا نه" تصمیم بگیرید....
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از H.E :
با منطق میشه خیلی چیز هارو رد کرد..من جمله معاد...
ولی من سوالم از اون کسی که معاد رو رد میکنه اینه که پس بعد از نبودن در این جهان چه اتفاقی میفته ؟
نیستی مطلق ؟
پس کسی که خودکشی کرده حتی نمیتونه ارامش بعد از رهایی رو هم حس کنه ؟
متوجه میشید منظورم چیه ؟
هر وقت علم تونست به این سوالات که نظم موجود و این اجبار ها و انتخاب ها منبعش چیه جواب داد،به طور کل میشه ذر رو رد کرد...
خیلی از ما میدونیم که خیلی جاها علم و دین با هم تظاد دارن !حداقل در یکسری از مفهوم ها..ولی وقتی به مطلق میرسیم که یکی از جواب ها غلطه طرف مقابلش تونسته باشه یه جواب برای اون مطرح کرده باشه !
وگرنه هم چنان ...حتی ضعیف...اون نظریه وجود داره...

با معیارهایی که دارم عمیقا فهمیده ام که مردم هر ادم فوق معمولی را که به کاری بزرگ و یا در ظاهر ناممکن دست زده از قدیم و ندیم با انگ مستی یا دیوانگی بدنام کرده اند. اما در زندگی عادی هم تحمل میخواهد که در واکنش به هر ازادمنشانه و نجیبانه و نامنتظری بشنوی این بابا مست است!دیوانه است!ای شما هوشیاران شرم کنید!شرم کنید ای شما فرزانگان!
خیلی ها معتقدن که با شکوندن چیز هایی که برامون قانون شده میشه به شادمانی رسید !
و منم میگم اگه واقعا فکر می کنید این کار درسته...انجام بدید...ولی قبلش به اون مسائلی که گفتم جواب بدید !
هر وقت جوابی که گرفتید "مطلق" بود...بعد در مورد "زندگی کردن یا نه" تصمیم بگیرید....
چندین حالت متصور هست...
1-معاد باشه و ما بریم اون طرف ب خاطر گناهمون جاودان بشیم در جهنم
2-معاد باشه اما گناه ما گناه جاودان کننده در جهنم نیست
3-معاد نیست و نیستی...

اینجور ک داری از 3 حرف میزنی اشتباهه...چرا؟...
انسانی ک خودکشی میکنه یک چیز رو باور داره"زندگی من توی این دنیا از هیچ بدتره!"...
این هم یک چیز کاملا احساساتی هست نه منطقی ک بخوایم ردش کنیم...
پس وقتی زندگی توی این دنیا...از نیستی هم بدتر باشه...چ لزومی هست از نیستی بترسیم؟ :)
"ی مسئله ای ک اینجا فراموش کردی و برای همین حرف هم رو نمیفهمیم اینه ک با خودکشی شاید من ب آرامش نرسم...اما آرامش من بسیار بیش از الان خواهد بود!...ب عبارتی خوب نخواهم شد اما خوبتر خواهم شد!"
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از .:LORD:. :
به نظرشما یه همچین شخصی حاضر میشه پیش روانپزشک بره؟!
هر کسی شرایط سخت زندگی خودشو داره...قبول دارم نباید قضاوت کرد ولی به هر حال تحت هیچ شرایطی خودکشی راه مناسب نیست.حتما یه چیزی هست که خود کشی گناه کبیره ست.
:| من 3 ماهِ که میرم پیش روانپزشک .. اجباری هم نبود .. صرفا برای ساکت کردن خانواده.. برای این که هیچ وقت نفهمن به چی فک میکنم :|
 
پاسخ : خودکشی !

به نقل از Ehem_Ehem :
آدم ضعیفی هستی
شاید من ضعیفم.. میگن تو دنیا باید بجنگی .. من حتی حوصله جنگیدن رو ندارم.. شایدم از این همه جنگیدن برای هیچی خسته شدم... دیشب انچنان شوکی بهم وارد شد که دیگه واقعا به بن بست رسیدم... من ادمی نیستم که بقیه ازم بترسن اما از همه میترسم.. :|
خوبی های دنیا در برابر بدی هاش خیلی کوچکه... 2 سالِ جز بدی هیچی ندیدم.. اگه امتحانه اسمش خیلی طولانی بود منم خسته شدم انگار سر جلسه خوابم برده...
زنی که شاید به اندازه مامانم دوسش داشتم به حرفای مردم گوش میده و تائید میکنه... این جور چیزا سر سوزن برام اهمیت نداره.. چون واسه حرف دیگران زندگی نکردم.. واسه خودم بودم.. واسه خودم هم میخوام نباشم :|
 
Back
بالا