• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
وز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بود
در مقاماتِ طریقت هر کجا کردیم سِیر
عافیت را با نظربازی فِراق افتاده بود
 
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
الفتی در چشمان، دارک لایت چون فلفل
آسیب می‌زد به جا، با کلامی دلنشین و اصل

اثرگذار و تند، در دل هر گفتگو
یادش همیشه زنده، در خاطر ما و تو .
خودم سروده ام.
 
الا ای یوسف مصری که کردنت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟
یاد تو در دل ما، چون مهر فرزندی است
یوسف، ای مغرور، در دل ما همیشه زنده است
 
یاد تو در دل ما، چون مهر فرزندی است
یوسف، ای مغرور، در دل ما همیشه زنده است
تو مپندار که من دلبر دیگر گیرم
بی وفایی کنم و غیر تو دلبر گیرم

بعد صد سال اگر سر قبرم گذری
من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم
 
تو مپندار که من دلبر دیگر گیرم
بی وفایی کنم و غیر تو دلبر گیرم

بعد صد سال اگر سر قبرم گذری
من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم
مکن دلخوشی به وعده‌های بی‌وفا،
من به یاد توام، در دل غم‌ها،
هر کجا که بروم، نامت در دل است،
زندگی بی تو، برایم بی‌معناست.
 
ترسم این قوم که بر دُردکشان میخندد
در سر کار خرابات کنند ایمان را
از واقعه‌ای تو را خبر خواهم کرد
و آنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد
 
از واقعه‌ای تو را خبر خواهم کرد
و آنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد
دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس
من بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام
 
در بساط نکته دانان خود‌فروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گوی ای مرد عاقل یا خموش
شرم از ان چشم سیه بادش و مژگان بلند
هر که دل بردن او دید و در انکار منست
 
Back
بالا