- ارسالها
- 947
- امتیاز
- 20,754
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ١
- شهر
- اهواز
- سال فارغ التحصیلی
- 1400
- دانشگاه
- شهید بهشتی
- رشته دانشگاه
- داروسازی
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
هیچ وصلی بی جدایی نیست...این را گفت و رودتا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
تا پیش تو آورد مرا بعد تو را بردهی
هیچ وصلی بی جدایی نیست...این را گفت و رود
دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کسیوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور


ما ز یاران چشم یاری داشتیمیاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم
در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
دلبر که جان فرسود از او، کام دلم نگشود از اومن نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد
قفسم برده به باغي و دلم شاد کنيد
دیگران چون بروند از نظر از دل برونددوش می امد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
یک قطره آب بود با دریا شددیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
دوستی در پیرهن دارم که با من دشمن استدوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسددوستی در پیرهن دارم که با من دشمن است
اعتماد از من برای من رقیبی ساخته است
توانا بود هرکه دانا بودتا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت

قایق از تور تهیدريغ مدت عمرم که بر اميد وصال
بسر رسيد و نيامد به سر زمان فراق
:)
یاد تو می وزد ولی، بی خبرم ز جای تواز پای تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
