مشاوره روان‌شناسی

حمیده

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,844
امتیاز
39,354
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بناب
سال فارغ التحصیلی
94
پاسخ : مشاوره

تو بچگی من 2 , 3 تا خواب بد دیدم ( که الان بد حساب نمی‌شن، ولی برای یه بچه‌ی 4 ، 5 ساله وحشتناک محسوب می‌شدن !)، بعد الان هر موقع که روزها یه مقدار اعصابم ناراحت باشه، شب همون خواب‌ها رو می‌بینم؛ عینا" و بدون هیچ‌گونه تغییر. و دقیقا" مثل همون بچگیم از خواب می‌پرم و می‌بینم قدرت ندارم حتی زبونم رو تو دهنم بچرخونم !(مثل همین دیشب) صبحش هم تحت تاثیر همون قضایا، حالم خیلی خراب میشه و کلا تمرکزی رو کارام و درس خوندن ندارم.

راهی هست برای از بین بردن این حالت‌ها؟
 

nasim fakhr mohammadi

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
406
امتیاز
3,207
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
آيت الله آملى
رشته دانشگاه
داروسازى
پاسخ : مشاوره

من فقط یه چیز بگم: این قضیه‌ای که ادم نمیتونه هیچ کاری کنه و بدنش یه‌جورایی قفل میشه اسمش فلج رویاس که در آمیانه بهش بختک میگن و ربطی به اعصاب ارادی ما نداره.
 

amparisay

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
898
امتیاز
4,176
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1386
دانشگاه
علم و صنعت
رشته دانشگاه
برق
تلگرام
اینستاگرام
پاسخ : مشاوره

شایلین جان، یه بخشی از اینی که میگی مال سنته. یه بخشیش اما عمیقه و در درونت ریشه داره. باید با یکی که سر در میاره بشینی و عمیق صحبت کنی. چون حس می کنم مشکلت سطحی نیست که جواب سطحی داشته باشه. من پیشنهاد می کنم بری پیش یه مشاور. پیش مشاور رفتن هم فحش نیست، بخشی از سلامتی روان با صحبت کردن با یه فردی که به دانشش اعتماد داریم، و حرفایی رو میزنه که می دونیم تامین میشه. مثلا تو میدونی که گناهی نکردی، اما قطعا از زبون یه فرد دیگه اینو بشنوی که بهش اعتماد داری، خیلی فرق داره با اینکه مثلا من بخوام بگم :)
در مورد عاشق شدن هم به نظرم بشین با خودت اول به نتیجه برس که عشق چیه، بعد بگو عاشق شدم. عشق رو بعضیها جسمانی می دونن، بعضی ها کاملا منطقی می دونن، بعضی ها کاملا احساسی می دونن، باید بشینی ببینی اول عشق چیه، جنس حست چیه، بعدش ببینی واقعا با تعریفت از عشق اصلا جور در میاد یا نه! منم خیلی وقتا هم جنسای خودم رو می بینم و مثلا میگم چققققققدر این پسره باحال و خوب و کامله! تا این حدش طبیعیه! اما مثلا هیچوقت به این فکر نمی کنم که مثلا باهاش بخوام یه عمر زندگی کنم به عنوان همسر :D با خودت به جمع بندی برس :D


حمیده جان، به نظرم با یه مشاور صحبت کن تو هم، چون مشکلی که مطرح می کنی فکر می کنم قابل حله، و فشار روانی زیادی رو از روت بر میداره. سرسری نگیرش به نظرم.
 

hastikhanoom

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,026
امتیاز
20,401
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
قم
سال فارغ التحصیلی
97
پاسخ : مشاوره

من خیلی از این که یکی تحسینم کنه یا بخواد باهام یه دوستی ساده داشته باشه می ترسم. چون خیلی به محیطمو آدماش وابسته م همش فکر می کنم اینا هم مثل همه می ذارن می رن. مث خیلیا که رفتن.
یه وقتایی آدم از یه چیزی ترس داره بعد وقتی طولانی می شه به همه چیز سرایت می کنه.
می خواستم المپیاد بخونم اما ترسیدم که قبول نشم و یا اتفاقای بد بیفته.
می ترسم یه سری اتفاقا که برای خواهرم افتاده برای منم بیفته.
لای کتاب ریاضیم رو که باز می کنم با ترس و اضطراب وحشتناکی روبه رو می شم.
نمی تونم سال تحصیلی رو خوب شروع کنم. پر از ترسم
 

nilofar banihashem

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,009
امتیاز
11,406
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان/فرهنگ
شهر
بجنورد
رشته دانشگاه
روان شناسی
پاسخ : مشاوره

به نقل از ♥hastikhanoom♥ :
من خیلی از این که یکی تحسینم کنه یا بخواد باهام یه دوستی ساده داشته باشه می ترسم. چون خیلی به محیطمو آدماش وابسته م همش فکر می کنم اینا هم مثل همه می ذارن می رن. مث خیلیا که رفتن.
یه وقتایی آدم از یه چیزی ترس داره بعد وقتی طولانی می شه به همه چیز سرایت می کنه.
می خواستم المپیاد بخونم اما ترسیدم که قبول نشم و یا اتفاقای بد بیفته.
می ترسم یه سری اتفاقا که برای خواهرم افتاده برای منم بیفته.
لای کتاب ریاضیم رو که باز می کنم با ترس و اضطراب وحشتناکی روبه رو می شم.
نمی تونم سال تحصیلی رو خوب شروع کنم. پر از ترسم
خوب اين ترس ِ اين ترس شايد به خاطر اينكه عدم اعتماد به نفس باشه ،سعي كن به صورت نرمال نه در حد زياد اعتماد به نفس داشته باشي ،وسعي كن با علاقه مطالعه در سيتو شروع كني
 

moOn:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
335
امتیاز
2,483
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ارومیه
پاسخ : مشاوره

به نقل از ♥hastikhanoom♥ :
من خیلی از این که یکی تحسینم کنه یا بخواد باهام یه دوستی ساده داشته باشه می ترسم. چون خیلی به محیطمو آدماش وابسته م همش فکر می کنم اینا هم مثل همه می ذارن می رن. مث خیلیا که رفتن.
یه وقتایی آدم از یه چیزی ترس داره بعد وقتی طولانی می شه به همه چیز سرایت می کنه.
می خواستم المپیاد بخونم اما ترسیدم که قبول نشم و یا اتفاقای بد بیفته.
می ترسم یه سری اتفاقا که برای خواهرم افتاده برای منم بیفته.
لای کتاب ریاضیم رو که باز می کنم با ترس و اضطراب وحشتناکی روبه رو می شم.
نمی تونم سال تحصیلی رو خوب شروع کنم. پر از ترسم
منم اینطوری بودم .الانم هستم ولی خیلی کمرنگتر شده.
در نهایت خودت باید یه روزی جلوی این ترس بایستی و حسِ خوبِ رهایی از این ترس ها رو تجربه کنی.
الان هرچقدر هم که بقیه بگن،بخونی و... تا وقتی خودت به این نتیجه نرسیدی که این ترس مضر تر از نترسیدن و قدم جلو گذاشتنه،فایده ای نداره.
این زندگیته ... هر اتفاقی که برات بیفته،چ خوب،چه بد،بخشی از زندگیِ توئه و باید باید باید بپذیریش. اگه بخوای اینطوری نگاه کنی چیزایی که ازشون میترسی،عادی تر جلوه میکنن . چون بخشی از زندگیتن و تو چ بخوای و چ نه،باید زندگی کنی.
این ضمیر مالکیت آخرِ زندگیت،این حسو بهت نمیده که دوستش داشته باشی و بخاطر همه چیزش بجنگی؟ حتا اتفاقایِ بدش...
 

happymoon

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
378
امتیاز
2,746
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
سنندج
دانشگاه
هنر اسلامی تبریز
پاسخ : مشاوره

دوستی دارم که افسردگی شدید داره !
گاها پیش اومده در طول شبانه روز فقط 2 ساعت خوابیده. بهترین حالتش 5 ساعت در روزه.
هیچ امیدی به زندگی نداره. برای هدفی دوسال جنگید ولی وقتی به دستش آورد در آخرین قدم منصرف شد.
به ندرت چیزی خوش حالش میکنه.
وابستگیش به هرکس و هر چیز به حداقل رسیده.
من این اطلاعات رو به یک پزشک دادم و گفتن که باید تحت درمان روان پزشک قرار بگیره اما دوست من حاضر نیست !
نمیتونم راضیش هم کنم.
دوست دارم کمکی بهش بکنم اما نمیدونم چطوری.
راه حلی هست که حداقل بتونم به نحوه ی درست باهاش صحبت کنم؟ مثلا کتابی در این مورد میتونید معرفی کنید؟
ممنون میشم اگر کمک کنید ;))
 

nilofar banihashem

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,009
امتیاز
11,406
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان/فرهنگ
شهر
بجنورد
رشته دانشگاه
روان شناسی
پاسخ : مشاوره

به نقل از happymoon :
دوستی دارم که افسردگی شدید داره !
گاها پیش اومده در طول شبانه روز فقط 2 ساعت خوابیده. بهترین حالتش 5 ساعت در روزه.
هیچ امیدی به زندگی نداره. برای هدفی دوسال جنگید ولی وقتی به دستش آورد در آخرین قدم منصرف شد.
به ندرت چیزی خوش حالش میکنه.
وابستگیش به هرکس و هر چیز به حداقل رسیده.
من این اطلاعات رو به یک پزشک دادم و گفتن که باید تحت درمان روان پزشک قرار بگیره اما دوست من حاضر نیست !
نمیتونم راضیش هم کنم.
دوست دارم کمکی بهش بکنم اما نمیدونم چطوری.
راه حلی هست که حداقل بتونم به نحوه ی درست باهاش صحبت کنم؟ مثلا کتابی در این مورد میتونید معرفی کنید؟
ممنون میشم اگر کمک کنید ;))
به نظرم بايد پيش روان پزشك بره يا اينكه كلاس ورزش بره همين ايروبيك أينا ،ولي به نظرم پيش مشاوريا روان پزشك بره به هر نحوي كه شده ;)
 

meysam.a

meysam.a
ارسال‌ها
444
امتیاز
627
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی 2
شهر
زنجان
سال فارغ التحصیلی
98
دانشگاه
علوم پزشکی زنجان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : مشاوره

باسلام من مشکل کمرویی شدید دارم.
دارم به دنبال راه درمان این بیماری می گردم چه طوری میتونم این بیماری رو درمان کنم X_X X_X X_X X_X


خوااااااااااااااااااااااااااااهششششششششششششششششششششششششش میکنم کمکم کنید :(( :(( :(( :(( :(( :(( :(( :(( :(( :(( :((
 

nilofar banihashem

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,009
امتیاز
11,406
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان/فرهنگ
شهر
بجنورد
رشته دانشگاه
روان شناسی
پاسخ : مشاوره

آدمي كه كمرويه ،از عدم اعتماد به نفس ميتونه باشه ،بايد سعي كنين اعتماد به نفس تون رو كنترل كنيد، اين بيماري نيس وفقط يكم انگيزه مي خواد،همه چيز به خودت بستگي داره
 

meysam.a

meysam.a
ارسال‌ها
444
امتیاز
627
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی 2
شهر
زنجان
سال فارغ التحصیلی
98
دانشگاه
علوم پزشکی زنجان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : مشاوره

به نقل از نيلوفر ب. :
آدمي كه كمرويه ،از عدم اعتماد به نفس ميتونه باشه ،بايد سعي كنين اعتماد به نفس تون رو كنترل كنيد، اين بيماري نيس وفقط يكم انگيزه مي خواد،همه چيز به خودت بستگي داره
من که دارم میگم اعتماد به نفس زیادی دارم ولی این مشکل رو نمی تونم حل کنم اصلا از ارتباط با دیگران نوعی ترس دارم
 

samira16

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
481
امتیاز
3,075
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
گنبد کاووس
دانشگاه
دانشگاه گلستان-گرگان
رشته دانشگاه
مهندسی عمران
پاسخ : مشاوره

من فکر میکنم افسردگی گرفتم :(
افسردگی های کوتاه مدت!
یه خصوصیاتی که همیشه دارم:
زود گریم میگیره
اعتماد به نفس خیلی کم
عموما خجالتی
ولی متنفرم ازین خصوصیاتم :|
از بحث و دعوا با هرکسی میترسم حتی اگه حق با من باشه :( زود کوتاه میام
جدیدا هم احساس میکنم روز به روز خنگ تر میشم :| آلزایمر از چند سالگی خودشو نشون میده؟؟ :(
شخصیتم تقریبا درون گرا
مامانم مشاور دبیرستانا هستش ولی نمیرم که باهاش صحبت کنم
عموما دوست ندارم کسی نگرانم بشه :(
حوصله تمرین کردن واسه خوب شدن هم ندارم :( یعنی فایده نداره اینچیزا
دلم میخواست قوی تر میبودم :(
 

moOn:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
335
امتیاز
2,483
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ارومیه
پاسخ : مشاوره

به نقل از samira :) :
من فکر میکنم افسردگی گرفتم :(
افسردگی های کوتاه مدت!
یه خصوصیاتی که همیشه دارم:
زود گریم میگیره
اعتماد به نفس خیلی کم
عموما خجالتی
ولی متنفرم ازین خصوصیاتم :|
از بحث و دعوا با هرکسی میترسم حتی اگه حق با من باشه :( زود کوتاه میام
جدیدا هم احساس میکنم روز به روز خنگ تر میشم :| آلزایمر از چند سالگی خودشو نشون میده؟؟ :(
شخصیتم تقریبا درون گرا
مامانم مشاور دبیرستانا هستش ولی نمیرم که باهاش صحبت کنم
عموما دوست ندارم کسی نگرانم بشه :(
حوصله تمرین کردن واسه خوب شدن هم ندارم :( یعنی فایده نداره اینچیزا
دلم میخواست قوی تر میبودم :(
قبل هرچیز یه تستِ افسردگی بک بده .
همینطوری نمیشه گفت افسرده ای.
افسردگی هم درجاتِ مختلفی داره.
کمبود اعتماد به نفس و اینکه نمیتونی از حقت دفاع کنی ربطی به افسردگی نداره.
ینی چی که حوصله تمرین واسه خوب شدن نداری دختر جون؟! :)
به نظرم قبل هرچیز و تشخیص گذاشتن رو خودت بهتره مطمئن شی تا مراحلِ بعد :)
 

moOn:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
335
امتیاز
2,483
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ارومیه
پاسخ : مشاوره

به نقل از ma_as :
من که دارم میگم اعتماد به نفس زیادی دارم ولی این مشکل رو نمی تونم حل کنم اصلا از ارتباط با دیگران نوعی ترس دارم
اعتماد به نفسِ زیادی داری ولی خجالتی هستی؟
این جمله خیلی درست نیست. حتمن یه جایِ اعتماد به نفست میلنگه که از برقراریِ ارتباط با دیگران میترسی.
مثلن ممکنه این اعتماد به نفست کاذب باشه برایِ جبرانِ اجتماعی نبودنت .
شاید ذاتن آدمِ درونگرایی باشی که بهتره به جایِ مبارزه باهاش این ویژگیِ شخصیتیت رو بپذیری.
آدم هایِ درونگرا هم از برقراریِ ارتباط متنفر نیستن،فقط مهارت کمتری دارن و ترجیح میدن تو دنیایِ درونیِ خودشون باشن که اینطوری میتونن از انرژی و تواناییشون بیشتر استفاده کنن.
اما اگه کمروییت بیش از حدِ نرمال و فراتر از حد یه آدم درونگراست، خب باید بیشتر اطلاعات بدی :D
استرس میگیری؟ میترسی سوتی بدی و خوب حرف نزنی؟؟؟ میترسی ضایع بشی و تحویلت نگیرن یا ...
اول باید منشاشو پیدا کنی :)
 

meysam.a

meysam.a
ارسال‌ها
444
امتیاز
627
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی 2
شهر
زنجان
سال فارغ التحصیلی
98
دانشگاه
علوم پزشکی زنجان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : مشاوره

به نقل از ...moOn... :
اعتماد به نفسِ زیادی داری ولی خجالتی هستی؟
این جمله خیلی درست نیست. حتمن یه جایِ اعتماد به نفست میلنگه که از برقراریِ ارتباط با دیگران میترسی.
مثلن ممکنه این اعتماد به نفست کاذب باشه برایِ جبرانِ اجتماعی نبودنت .
شاید ذاتن آدمِ درونگرایی باشی که بهتره به جایِ مبارزه باهاش این ویژگیِ شخصیتیت رو بپذیری.
آدم هایِ درونگرا هم از برقراریِ ارتباط متنفر نیستن،فقط مهارت کمتری دارن و ترجیح میدن تو دنیایِ درونیِ خودشون باشن که اینطوری میتونن از انرژی و تواناییشون بیشتر استفاده کنن.
اما اگه کمروییت بیش از حدِ نرمال و فراتر از حد یه آدم درونگراست، خب باید بیشتر اطلاعات بدی :D
استرس میگیری؟ میترسی سوتی بدی و خوب حرف نزنی؟؟؟ میترسی ضایع بشی و تحویلت نگیرن یا ...
اول باید منشاشو پیدا کنی :)
درضمن کوچک ترین چیزی حرفی هم که دیگران به ضرر من بزنن در موردش ناراحت میشم
بله میترسم که سوتی بدم و خوب حرف نزنم و ...
 

samira16

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
481
امتیاز
3,075
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
گنبد کاووس
دانشگاه
دانشگاه گلستان-گرگان
رشته دانشگاه
مهندسی عمران
پاسخ : مشاوره

نمره 24 :|
ولی میگم خوب کوتاه مدت ان این احساساتم. یه جورایی بعد از کنکور خیلی افسردگی میگرفتم خیلی ناراحت بودم. ولی تقریبا تابستون خوب بودم فکر میکردم دیگه تموم شده :|
من حوصله روانشناس ندارم :-<
 

nilofar banihashem

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,009
امتیاز
11,406
نام مرکز سمپاد
دبيرستان فرزانگان/فرهنگ
شهر
بجنورد
رشته دانشگاه
روان شناسی
پاسخ : مشاوره

به نقل از samira :) :
نمره 24 :|
ولی میگم خوب کوتاه مدت ان این احساساتم. یه جورایی بعد از کنکور خیلی افسردگی میگرفتم خیلی ناراحت بودم. ولی تقریبا تابستون خوب بودم فکر میکردم دیگه تموم شده :|
من حوصله روانشناس ندارم :-<
پيش روان شناس برو حتمن ،من م ميگم بايد بفهمي منشأ ش چيه ؟خو گريه به قول روان پزشك م نشانه ي افسردگيه ،سعي كن خجالتي نباشي ،اين كه روز به روز ميگي خنگ تر ميشي نشانه ي توهم هستش
 

samira16

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
481
امتیاز
3,075
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
گنبد کاووس
دانشگاه
دانشگاه گلستان-گرگان
رشته دانشگاه
مهندسی عمران
پاسخ : مشاوره

به نقل از نيلوفر ب. :
پيش روان شناس برو حتمن ،من م ميگم بايد بفهمي منشأ ش چيه ؟خو گريه به قول روان پزشك م نشانه ي افسردگيه ،سعي كن خجالتي نباشي ،اين كه روز به روز ميگي خنگ تر ميشي نشانه ي توهم هستش
توهم؟ :-< کاشکی توهم باشه! میدونی من یه مدت کلا به یه سری چیزا که توجه نمیکردم یادمم نمیموند وقتی ازم میپرسیدن.مثه قیمتا،اسم خیابونا،بعضی اسم و فامیلا. الان گاهی توجهم میکنم یادم میره گاهی! یه سری چیزا از ترم پیش یادم رفته اصن :(
 

moOn:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
335
امتیاز
2,483
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ارومیه
پاسخ : مشاوره

به نقل از ma_as :
درضمن کوچک ترین چیزی حرفی هم که دیگران به ضرر من بزنن در موردش ناراحت میشم
بله میترسم که سوتی بدم و خوب حرف نزنم و ...
خب طبیعیه . همه ناراحت میشیم :D
کسی قرار نیست حسابِ تمامِ سوتی ها و اشتباهاتِ تورو داشته باشه و مدام بهشون فکر کنه. مطمئن باش ملت بیکار نیستن.
نترس از اشتباه کردن و سوتی دادن. بهش با جنبه یِ فان نگاه کن .
اگه سوتی دادی،خب خودتم بخند و واسه بقیه تعریف کن. بزرگ نکن اینجور مسائلو :)
سعی نکن همه حرف ها و اتفاقات رو از قبل تو ذهنت آماده کنی و بترسی که "وای حتمن الان سوتی میدم " و...
ریلکس باش و اجازه بده همه چی خودش بره جلو و تو ری اکشنِ طبیعی خودتُ داشته باشی.
و ری اکشنِ طبیعیِ خودت رو دوست داشته باش:)
مطمئن باش کم کم تو برقراریِ ارتباط مهارت پیدا میکنی
و من بازم فکر میکنم اطلاعاتت ناقصه :-"
 

moOn:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
335
امتیاز
2,483
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ارومیه
پاسخ : مشاوره

به نقل از samira :) :
نمره 24 :|
ولی میگم خوب کوتاه مدت ان این احساساتم. یه جورایی بعد از کنکور خیلی افسردگی میگرفتم خیلی ناراحت بودم. ولی تقریبا تابستون خوب بودم فکر میکردم دیگه تموم شده :|
من حوصله روانشناس ندارم :-<
تستِ افسردگیِ بک برایِ این حالات یه تایمی رو تعیین کرده که الان یادم نیست ولی فکر کنم دوماهه.
اینطوری که میگی ممکنه افسردگیِ فصلی باشه.
ساده ترین فرمول واسه درمانِ افسردگیِ فصلی،"نور و هوایِ تازه" ست!!!
عددِ 24 خیلی زیاد نیست . خودت میتونی از پسش بربیای :)
ورزش:انتظار نداشته باش با یکی دوبار ورزش کردن حالت خوب بشه. ولی حتمن بعد یک هفته تاثیرشو متوجه میشی. مخصوصن اگه ورزش کردنت نظمِ خاص پیدا کنه و احساس کنی که میتونی یه اندامِ خوب بسازی . یا همین که موقعِ ورزش کردن احساس کنی الان خودتی و تمریناتی که باید انجام بدی دور از همه چی و همه کس،حالتو بهتر میکنه:)
کتاب:خوندنِ کتاب هایِ روانشناسی خوب خیلی کمک کننده ست. البته نرو سراغِ کتاب هایِ لوس و سطحی. کتاب هایی که مطابق با استانداردهایِ روانشناسی و "واقع بینانه" باشن کمک خوبی میکنن. مثلن "نیمه یِ تاریکِ وجود" اثر دبی فورد.
تغذیه: سعی کن غذاهاتُ خوشگل تزیین کنی و از غذا خوردن و کلن هرکارِ ساده ای لذت ببری. شربتِ زعفران؛میوه و سبزیجات واسه این حال و هوا و افسردگیِ فصلی خوبه.
معاشرت: میدونم به نظرت سخت میاد. حوصله یِ دوستات و مهمونی و... نداری. ولی به امتحانش می ارزه :) مطمئن باش بعد از یه دورِهمی یا گردش ساده با دوستات حالت بهتر از قبله. خودتو وادار کن به اینجور تفریحات ساده و دوست داشتنی !

هوایِ خودتو داشته باش :x به خودت برس! لاک.موزیکِ شاد.خرید.جوک.فیلم و سریال و رمان هایِ جذاب خیلی از نیازهایِ روحتو تامین میکنن. شاید همه یِ اینا بنظرت ساده و سطحی برسه ولی کنارش برایِ زندگیت هم معنا بساز.
قرار نیست زندگیمون خیلی عالی و شاد باشه . غم و غصه باید باشه فقط قراره غم و غصه هامون مبتذل و بی دلیل نباشه. یه پس زمینه و بیس واسه زندگیت بساز که هیچ رنجی نتونه حسِ زندگیتو از بین ببره.
واین کار آسونی نیست و زمان میبره ولی ارزششو داره .
:)
 
بالا