• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
انصاف نباشد که من خسته رنجور
پروانه او باشم و او( شمع) جماعت
آتش آن نیست که از شعله‌ او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زنند

+ یه ربعه دارم فکر می‌کنم، می‌دونم یه شعری هست توش شمع داره و من قبلا می‌خوندم ولی خب ماهیت شعر چیه نمی‌دونم، بالاخره حافظه ماهی یاری کرد.
 
آتش آن نیست که از شعله‌ او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زنند

+ یه ربعه دارم فکر می‌کنم، می‌دونم یه شعری هست توش شمع داره و من قبلا می‌خوندم ولی خب ماهیت شعر چیه نمی‌دونم، بالاخره حافظه ماهی یاری کرد.
مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد
 
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان نرگس جادوی تو بود

مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد
 
خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار؟
 
روز روشن به خود از عشق تو کردم چو شب تار
به امیدی که تو هم شمع شب تار من‌آیی
بی تو با قافله‌ ی غصه و غم ها چه کنم
(تار )و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم
 
بی تو با قافله‌ ی غصه و غم ها چه کنم
(تار )و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم
به مردم چون پناه آوردم از تنهایی‌ام دیدم
که از تنها شدن جانکاه‌تر، احساس تنهایی است
 
Back
بالا