• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
این جان‌ پاره پاره را‌، خوش پاره پاره مست کن
تا آن چه دوشش فوت شد آن را کند این دم قضا
حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینیم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
 
در حلقهٔ گل و مل (خوش) خواند دوش بلبل
هاتا الصبوح هبوا یا ایها السکارا
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
 
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که (خاک) کوی تو باشم
 
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که (خاک) کوی تو باشم
از پی دیدن رخت، همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه، در به در، کوچه به کوچه، کو به کو
 
من مست و تو دیوانه ما را که برد(خانه)
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
 
همه عمر بر ندارم سر از این (خمار) مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
 
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
هیچ دانی که اگر خم نشوی تو نرود ؟
قامتِ راستُ رعنای تو از این (درگاه)
بابا طاهر دیگه :))
 
Back
بالا