• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
گذر کردم به قبرستان کم و بیش بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن در خاک رفته نه دولتمند برده یک کفن بیش
 
گذر کردم به قبرستان کم و بیش بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن در خاک رفته نه دولتمند برده یک کفن بیش
گفت چشم تنگ دنیادوست را
یا قناعت پر کند یا خاک گور
 
آسمان روی زمین بود و نمیـــدانستم

آبی چشم شما سر به هوا کرد مرا
 
عهد کردم که ازین پس ندهم دل به خیال
که مرا جان به لب امد ز خیالات محال
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
 
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
مکش منت به هر نامرد و مردی
مده دل را به ذلت دست فردی
اگر او را به تو مهر و وفا نیست
اگر او بر جراحاتت دوا نیست
رهایش کن مرنجان خویشتن را
مبر هرگز ز یادت این سخن را
صائب تبریزی
 
Back
بالا