- ارسالها
- 59
- امتیاز
- 834
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ۱
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1405
خداوند کیوان و گردان سپهرخداوند کیوان و بهرام و شید
ازویم نوید و بدویم امید
فروزنده ی ماه و ناهید و مهر
خداوند کیوان و گردان سپهرخداوند کیوان و بهرام و شید
ازویم نوید و بدویم امید
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگانخداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ی ماه و ناهید و مهر
گفتم ز مهرورزان، رسم وفا بیاموزروز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزا ای نگار مهرجوی مهربان
گو ای مه آسمان خوبیگفتم ز مهرورزان، رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان، این کار کمتر آید
ز آسمان هیچ نیایید فرودگو ای مه آسمان خوبی
وی گلبن بوستان خوبی
آسمانز آسمان هیچ نیایید فرود
آخر از این همه پرواز چه سود
چیست این سقف ساده بسیار نقش؟آسمان
آسمان وهم است از برجیس و کیوانش مگوی
نقش ما هیچ است بر پنهان و پیدایش مپیچ
اینهمه نقش عجب بر در و دیوار وجودچیست این سقف ساده بسیار نقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
جویای تو با کعبه گِل کار ندارداینهمه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار
آیینه چون نقش تو بنمود راستجویای تو با کعبه گِل کار ندارد
آیینه ما روی به دیوار ندارد
سیزده را همه عالم به در امروز از شهرآیینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچسیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
گر هزاران دام باشد هر قدمدنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
ای عطرو نور تو امان یک دم اگر یابم امانگر هزاران دام باشد هر قدم
چون تو با مایی نباشد هیچ غم
گفت و بشنود و بخورد از آن گندای عطرو نور تو امان یک دم اگر یابم امان
وین جان بر لب مانده را،مهمان لبهایت کنم

گفتم که بر خیالت ، راه نظر ببندمگفت و بشنود و بخورد از آن گند
تا بیاموزد از او مهمان پند
خيال خام پلنگ من به سوی ماه پريدن بودگفتم که بر خیالت ، راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او ، از راه دیگر آید
نبینی که چون گربه عاجز شودخيال خام پلنگ من به سوی ماه پريدن بود
و ماه را ز بلندايش به روی خاک كشيدن بود
دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نهنبینی که چون گربه عاجز شود
برآرد به چنگال چشم پلنگ؟
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردددلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نه
دگر ره دیده میافتد بر آن بالای فتانم
