• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم
طوطی صفتی محرم اسرار ندانی
چندان که خواهی درنگر در من که نشناسی مرا
زیرا از آن کم دیده‌ای من صد صفت گردیده‌ام
 
چندان که خواهی درنگر در من که نشناسی مرا
زیرا از آن کم دیده‌ای من صد صفت گردیده‌ام
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند
 
یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر
بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود
_قیصرامین‌پور
همه درگاه تو جویم همه از فصل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
 
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
این لحظه‌ها دیوانه‌ام, لعنت به این تقدیر
تا کی چنین ویرانه‌ام؟ لعنت به این تقدیر
 
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
گَهی با تو جهنم گَهی روحَم خدایی
گَهی شــورِ تــرانه گَهی بی‌هم‌نَـوایی

گَهی محتاجِ نـورَم گَهی محتاجِ مهتاب
گَهی اوجِ حضورم گَهی بی‌تابِ بی‌تاب
 
گَهی با تو جهنم گَهی روحَم خدایی
گَهی شــورِ تــرانه گَهی بی‌هم‌نَـوایی

گَهی محتاجِ نـورَم گَهی محتاجِ مهتاب
گَهی اوجِ حضورم گَهی بی‌تابِ بی‌تاب
دیده‌ام خورشید را در خواب تعبیرش تویی
خواب دریا و شب مهتاب، تعبیرش تویی
 
دیده‌ام خورشید را در خواب تعبیرش تویی
خواب دریا و شب مهتاب، تعبیرش تویی
به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینم
به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمی‌بینم
 
Back
بالا