• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
امان از داستان عشق و فرجام غم آلودش
نمی دانستم این آتش به چشمم می رود دودش
چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
 
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
می‌ستاند از عوام الناس پول زور و زَر
فکر کردی مُفت دارد اين قدَر زِر می‌زند؟
 
گفت مستی زان سبب افتان و خیزان می‌روی
گفت جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خودم به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
 
Back
بالا