- ارسالها
- 144
- امتیاز
- 3,585
- نام مرکز سمپاد
- علامه حلی
- شهر
- اراک
- سال فارغ التحصیلی
- 94
- رشته دانشگاه
- پزشکی
اوّل اسم کسی یخ زده بر روی لبمدر عین خاکساری اگر تندیی کنیم
با چشم سازگار بود توتیای ما
برف میبارد و دنیام سیاه است، شبم!
اوّل اسم کسی یخ زده بر روی لبمدر عین خاکساری اگر تندیی کنیم
با چشم سازگار بود توتیای ما
من آن ماهم که اندر لامکانماوّل اسم کسی یخ زده بر روی لبم
برف میبارد و دنیام سیاه است، شبم!

منم من؛ میهمان هرشبت لولیوشی مغموممن آن ماهم که اندر لامکانم
مجو بیرون مرا در عین جانم
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشقمنم من؛ میهمان هرشبت لولیوشی مغموم
منم من؛ سنگ تیپاخوردهای رنجور
منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور
بیا بگشای در بگشای دلتنگم
- استاد اخوان ثالث
من باختم... اما کسی جز ما نخواهد بردروز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوسمن باختم... اما کسی جز ما نخواهد برد
بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد
از چشمهات مست و خرابمدلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا؟
لنگرِ ساعتاز چشمهات مست و خرابم
شب ها نمیشود که بخوابم
بدجور میدهد عذابم
احزای گریه دار تو در کل
تا بیت های بعدی که این قصه زشت شدلنگرِ ساعت
روی بیابانِ بیپایان در نوسان بود
میآمد، میرفت.
میآمد، میرفت
