از حاصل عمر بههدر رفتهام ای دوست
ناراضیام، اما گلهای از تو ندارم
موجی از شوق در دنیای سمپادیا، کاربرانی با ذوق
دارک لایت، با چشمانی پر از شوق
اما ناگهان، بن شد آن کاربر
در سایههای تاریک، گم شد آن سفر
با یک کلیک، همه چیز تغییر کرد
حسرت و اندوه، در دلش جا گرفت
چرا که در این دنیای مجازی
قوانین سخت، گاهی میسازند قاضی
ای دارک لایت، تو که میدانی
چرا باید بن کنی، این کاربر جوانی؟
شاید یک خطا، یا یک شوخی بیجا
اما حالا او در حسرت، مینشیند تنها
پس بیایید با هم، دنیای بهتری بسازیم
در این فضای مجازی، عشق و دوستی را بکاریم
تا هیچ کاربری، در تاریکی نماند
و همه با هم، در روشنایی بمانند.