- ارسالها
- 576
- امتیاز
- 4,551
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی
- شهر
- اردبیل
- سال فارغ التحصیلی
- 1401
- دانشگاه
- CFU
- رشته دانشگاه
- Physics
تو دریای من بودی آغوش وا کنای باد صبح بین که کجا می فرستمت
نزدیک افتاب وفا می فرستمت
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کنای باد صبح بین که کجا می فرستمت
نزدیک افتاب وفا می فرستمت
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمتو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
دیدار یار غایب دانی چه ذوق داردموی سپید خندد بر آن کسی که گوید
بالاتر از سیاهی رنگ دگر نباشد
-؟
یاد باد انکه صبوحی زده در مجلس انسدل و دین و عقل و هوشم را همه به آب دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
-فیض کاشانی
یاد باد انکه رخت شمع طرب می افروختدانی که چرا سر نهان با تو نگویم..
طوطی صفتی محرم اسرار ندانی
دل چو پرگار به هر سو دورانی میکردیاد باد انکه رخت شمع طرب می افروخت
وین دل سوخته پروانه ی ناپروا بود
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا رادوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
حافظ
آبِ رُخان من مبر، دل رفت و جان را درنگردل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا
ای برده گل رازقی از روی تو رشکآسایش تو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرمکلید گنج سعادت قبول اهل دل است
مباد کس که درین نکته شک و ریب کند
ساقیا جام میم ده که نگارنده غیبیار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس..!
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباستساقیا جام میم ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده ی اسرار چه کرد
توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنوندریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم
در اندرون من خسته دل ندانم چیستمن و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغاز، به یکدیگر نرسیدن بود
تا خار غم عشقت آویخته در دامندر اندرون من خسته دل ندانم چیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفتتا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستان ها
سعدی
لیلی وش من به حال زارم بنگرنباید بستن اندر چیز و کس دل..
که دل برداشتن کاریست مشکل
مگو راز دلت با هرکسی بازلیلی وش من به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم
