• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
میگویمت کلامی و زودت گذر کنم
هرچند واقفم که به گفتن خطر کنم
من را کشانده ای تو به این راه و بعد چند
کردی رها که بی کس و تنها سفر کنم
 
میگویمت کلامی و زودت گذر کنم
هرچند واقفم که به گفتن خطر کنم
من را کشانده ای تو به این راه و بعد چند
کردی رها که بی کس و تنها سفر کنم
من ز تاریکی شب می دیدم
دست حسرت زده ی باران را

تو ز تنهایی شب میگفتی
من ز باران غم خود را دیدم
 
همه خفتند غیر از من و پروانه و شمع
قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز
زیبنده تو نیست چنین نظم واژه ها
شعری به تازگی عطر غنچه ها
میخواستم که حافظ دوم شوی ولی
میبینمت به قامت کوتاه بچه ها
 
این تمنایم به بیداری میسر کی شود
کاشکی خوابم گرفتی تا به خوابت دیدمی
یاس خوشبو سلام! میشنوی؟ میچکد عطر یک صدای ضعیف
گوییا صاحبش کمی تنهاست و دلش بس شکسته است و نحیف
 
یاس خوشبو سلام! میشنوی؟ میچکد عطر یک صدای ضعیف
گوییا صاحبش کمی تنهاست و دلش بس شکسته است و نحیف
فریاد که از شش جهتم راه بِبَستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
 
توسن سرکش تن مانع پرواز شده
روح سرگشته و مجنون و در آواز شده
هی شهر را با خاطراتش در نَوَردَد
آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد

از گریه‌های او خدا قلبش بلرزد
از گریه‌های او نفسهایم بگیرد
 
هی شهر را با خاطراتش در نَوَردَد
آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد

از گریه‌های او خدا قلبش بلرزد
از گریه‌های او نفسهایم بگیرد
در دلم توفانی ام از موج خونین باک نیست
می فشارد در بغل دریا کنار خویش را
 
دردی‌ست غیر مردن کآن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن؟
~مولانا.
نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زنگار
نام نیک رفتگان ضایع مکن
تا بماند نام نیکت پایدار
 
Back
بالا