- ارسالها
- 111
- امتیاز
- 954
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 1400
- رشته دانشگاه
- روان شناسی
آب منست او نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
مولانا
مثل ندارد باغ امیدش
مولانا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودآب منست او نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
مولانا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبلشاهدان گر دلبری این سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند
تنها،آن را که حلال زادگی عادت و خوست
عیب همه مردمان به پیشش نیکوست
معیوب همه عیب دگران مینگرد
از کوزه همان برون تراود که در اوست
سخن درست بگویم نمیتوانم دیدهنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را به کس
دارم دلکی به تیغ هجران خستهما با می و معشوق از آنیم مدام
باشد که به حشرمان چنان انگیزند
هر که در این بزم مقرب تر استدارم دلکی به تیغ هجران خسته
از یار جدا و با غمش پیوسته

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند
دوستان در پرده میگویم سخندوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود
حافظ بزرگ
دوستان در پرده میگویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
حافظ
دیگر دلم هوای سرودن نمیکندمی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
حافظ
تا بداند غم ما به چه سان میگذرددیگر دلم هوای سرودن نمیکند
تنها بهانه ما در گلو شکست
قیصر امین پور
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستیتا بداند غم ما به چه سان میگذرد
غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده
