• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
رفتم به طبیب و گفتم از درد نهام
‎گفتا: از غیر دوست، بر بند زبان

ابوسعید ابوالخیر
 
نیست در عالم ز هجران تلخ تر
هرچه خواهی کن و لیک آن نکن

مولانا
 
نمی دانم چه می خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته ست
ه.ا سایه
 
تا نگريد طفلک حلوا فروش
ديگ بخشايش كجا آيد به جوش؟

مولانا
 
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

مولانا
 
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد
 
نه ای بر آسمان ای ماه لیکن
شود هر جا که تابی آسمانی

مولانا
 
از دوست به يادگار دردی دارم
كان درد به هزار درمان ندهم

مولانا
 
اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد

ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

( حافظ
 
Back
بالا