• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
آوخ که شدم هیزم و آتشگر گیتی
اندام مرا سوخت چنین ز آتش ادبار
 
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

حافظ
 
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

حافظ
ای زبردست زیر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری
مردنت به که مردم آزاری
گلستان سعدی
 
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
 
ما دو برگیم که ازشوق خزان لبریزیم
آنکه امروززمین خورد تویی، فردا من
 
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
 
تو نه مرد عشق بودی خود از این حساب سعدی
که نه قوت گریزست و نه طاقت گزندت
 
تسلیم می شویم! به فرمانروا بگو
همواره فتح نیست سرانجام جنگ ها : -"
 
ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم این ترانه از توست
 
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 
آب زمزم در دل صحرا خوش است
باده نوشی از کف مولا خوش است
 
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه من چه کردی
 
آخرین ویرایش:
تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
 
میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت
 
شب که در بستم و مست از مي نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
 
من از بی قربی خار لب دیوار دانستم

که ناکس کس نمیگردد از این بالا نشینی ها

صائب
 
Back
بالا