• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو آن بتی که پرستیدنت خطایی نیست
و گر خطاست! مرا از خطا ابایی نیست
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه‌ام فهمید مدت‌هاست مدت‌هاست
 
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه‌ام فهمید مدت‌هاست مدت‌هاست
تا این دل من همیشه عشق اندیش‌ است
هر روز مرا تازه بلایی پیش است
 
تا این دل من همیشه عشق اندیش‌ است
هر روز مرا تازه بلایی پیش است
تو آن ماه بلند آسمانی، همان کز روی او مهر است پریشان
چگونه میتوان همپایه‌ات بود؟ تویی که بسته‌ای دست حریصان
 
تو آن ماه بلند آسمانی، همان کز روی او مهر است پریشان
چگونه میتوان همپایه‌ات بود؟ تویی که بسته‌ای دست حریصان
نشود دیدهٔ من باز چو بادام به سنگ
بس که از دیدن اوضاع جهان سیرم من

صائب تبریزی
 
نشود دیدهٔ من باز چو بادام به سنگ
بس که از دیدن اوضاع جهان سیرم من

صائب تبریزی
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه‌رسان من و توست

هوشنگ ابتهاج
شاعرم بگیم؟
 
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه‌رسان من و توست

هوشنگ ابتهاج
شاعرم بگیم؟
تو گریه می‌کنی و خنده می‌کند گلزار
از این گریستن و خنده، بد‌گمان شده‌ایم

پروین اعتصامی

هرچی خودتون میخواین
من که میگم
 
تو گریه می‌کنی و خنده می‌کند گلزار
از این گریستن و خنده، بد‌گمان شده‌ایم

پروین اعتصامی

هرچی خودتون میخواین
من که میگم
مرا می‌بینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم

حافظ
 
مرا می‌بینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم

حافظ
مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب
عود را درسوز و بربط را بکوب

مولانا
 
یدِ ظلم جایی که گردد دراز
نبینی لبِ مردم از خنده باز

سعدی
زآغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
 
زآغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
مي يابم از خود حسرتي باز از فراق کيست اين
آماده ي صد گريه ام از اشتياق کيست اين
 
مي يابم از خود حسرتي باز از فراق کيست اين
آماده ي صد گريه ام از اشتياق کيست اين
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 
Back
بالا