• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیددم
ز کویت عاقبت با دامنی خونین (جگر) رفتم
شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
صبح از ان چاک گریبان گل به دامن می برد
 
شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
صبح از ان چاک گریبان گل به دامن می برد
سخنی که با تو دارم به نسیم (صبح) گفتم
دگری نمی شناسم تو ببر که آشنایی
 
عشق جانست عشق تو جانتر

لطف درمان وز تو درمانتر

بی‌تو هستند جمله بی‌سامان

لیک من بی‌طریق و سامانتر
 
عشق جانست عشق تو جانتر

لطف درمان وز تو درمانتر

بی‌تو هستند جمله بی‌سامان

لیک من بی‌طریق و سامانتر
بی‌همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
 
سر آن ندارد امشب که بر آید افتابی
چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
 
آتش صبر تو سوزد آتش هستیت را

آتش اندر هست زن و اندر تن هستی نژاد
 
Back
بالا