• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند به جا تا نربایند دگر
(ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه می‌کشیم نایند دگر)
 
افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند به جا تا نربایند دگر
(ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه می‌کشیم نایند دگر)
ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبر کم و بی‌تابی بسیار و دگر هیچ
 
گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
فرمان برمت جانا؛ بنشینم و برخیزم
صباح الخیر زد بلبل، کجایی ساقیا برخیز
که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم‌
 
هنر خوار شد جادوی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
راستی انقدر من را از کجا آورده ام
بعد هر من بار دیگر من چرا آورده ام؟
در دهان من نمی‌دانم چه شد افتاد من
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من
 
راستی انقدر من را از کجا آورده ام
بعد هر من بار دیگر من چرا آورده ام؟
در دهان من نمی‌دانم چه شد افتاد من
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من
من از اینجا به ملامت نروم
که من اینجا به امیدی گروم
 
Back
بالا