• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
چه بسا حرفه که مستوجب آتش باشد
 
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
 
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق‌ترم یا تو به من..
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
چو بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
 
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
چو بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
مرا ز یادتو برد و تو را ز خاطر من
ستم زمانه از این بیشتر چه خواهد کرد
 
  • لایک
امتیازات: riri
هر زمان نو می‌شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
 
نگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی ما را
الا ار دست میگیری بیا کز سر گذشت آبم
 
  • لایک
امتیازات: riri
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
 
  • لایک
امتیازات: riri
می روی و گریه می آید مرا
اندکی بنشین که باران بگذرد
 
  • لایک
امتیازات: riri
Back
بالا