تنها گناه ما طمع بخشش تو بودتا این دل من همیشه عشق اندیش است
هر روز مرا تازه بلایی پیش است
دانی که چرا سر نهان با تو نگویمتمنا و استدعا را گفتند برای امیدواران
معشوق نباشد جز تسلی بر نمیآید
یاد باد آن شب کان شمسهی خوبان طرازدانی که چرا سر نهان با تو نگویم
طوطی صفتی محرم اسرار ندانی..

ز جلال تو جلیلم ز دلال تو دلیلمیاد باد آن شب کان شمسهی خوبان طراز
به طرب داشت مرا تا بگه بانگ نماز
مدعی خواست که آید به تماشاگه رازز جلال تو جلیلم ز دلال تو دلیلم
که من از نسل خلیلم که در این آتش تیزم
دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام توییمدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینهی نامحرم زد..

اگر آتش است یارت تو برو در او همی سوزدانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی، این همه گفتار مرا

زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیستاگر آتش است یارت تو برو در او همی سوز
به شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آیدزاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
درحق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست
ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینمتو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز
من از این بند نخواهم به در آمد همه عمرز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینم
به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم
آزمودم دل خود را به هزاران شیوهتا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها

این غزله امسال تو کتاب عربیمونه 😍دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا علامة
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرااین غزله امسال تو کتاب عربیمونه 😍
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ...
-سعدی
باید با ه میدادم یا ت 🤔🤔
صحیحاحساس کردم چون مصرع اولش نامه هست ه باید منطقی تر باشه![]()
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخورای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی !
گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی ؟
-شهریار
