• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تمنا و استدعا را گفتند برای امیدواران
معشوق نباشد جز تسلی بر نمی‌آید
 
دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی، این همه گفتار مرا
اگر آتش است یارت تو برو در او همی سوز
به شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز
 
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز
ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم
به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم
 
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا علامة
 
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا علامة
این غزله امسال تو کتاب عربیمونه 😍
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ...
-سعدی
باید با ه میدادم یا ت 🤔🤔
 
این غزله امسال تو کتاب عربیمونه 😍
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ...
-سعدی
باید با ه میدادم یا ت 🤔🤔
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

دوتاش اوکیه فکر کنم چون چند جا دیدم علامه هم مینویسن
 
احساس کردم چون مصرع اولش نامه هست ه باید منطقی تر باشه :D
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی !
گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی ؟
-شهریار
 
احساس کردم چون مصرع اولش نامه هست ه باید منطقی تر باشه :D
صحیح
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی !
گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی ؟
-شهریار
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
 
Back
بالا